فراوانی میکروپلاستیک‌ در آب پرورشی ماهی قزل‌آلای در سیستم آبزی‌پروری مدار بسته (RAS)

نویسندگان

1 گروه بهداشت و بیماری های آبزیان، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران

2 پردیس بین الملل کیش، دانشگاه تهران

3 گروه بهداشت و بیماری های آبزیان، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران

4 گروه بهداشت و بیماری های آبزیان، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تهران

5 گروه شیلات، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه گنبد کاووس

doi
10.48311/jfst.2025.23898
چکیده

مشاهدات جذب میکروپلاستیک‌ها توسط موجودات آبزی در طیف وسیعی از زیستگاه‌ها، از جمله سطح دریا، ستون آب، کف‌زیان، مصب‌ها، سواحل و تأسیسات آبزی‌پروری گزارش شده است. بااین‌حال، حضور و ویژگی‌های میکروپلاستیک‌ها در سامانه‌های آبزی‌پروری آب شیرین ایران تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است. این مطالعه باهدف پر کردن این خلأ، به شناسایی میکروپلاستیک‌ها در سامانه‌های آبزی‌پروری آب شیرین در دو منطقه از ایران، استان‌های مازندران و گلستان، می‌پردازد. در پاییز سال 1403، 3 لیتر از هر ایستگاه (آب ورودی، قبل از فیلتر مخزن، بعد از فیلتر مخزن و آب خروجی) از هر استخر استان‌های مازندران و گلستان نمونه‌برداری شد. میکروپلاستیک‌ها از آب استخراج و ازنظر فراوانی، شکل، اندازه و ترکیب پلیمری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. ترکیب‌های پلیمری با استفاده از طیف‌سنجی مادون‌قرمز تبدیل فوریه (FTIR) تعیین شدند. درمجموع 125 ذره پلاستیکی شناسایی شد که بیشترین میانگین در استان مازندران (02/2±24 ذره در لیتر) و ایستگاه آب خروجی با 29 ذره در لیتر بود. بیشترین فراوانی مربوط به فیبر (بیش از 90 درصد) و کمترین فراوانی مربوط به قطعات بود. نتایج نشان داد که گروه اندازه 1000–300 میکرومتر دارای بالاترین فراوانی و گروه اندازه 5000–3000 میکرومتر دارای کمترین فراوانی بود. رنگ سیاه بیشترین فراوانی (56/55 درصد) و رنگ شفاف(94/6 درصد) و قرمز (87/2 درصد) کمترین فراوانی را داشتند. پلیمرهای غالب میکروپلاستیک‌ها شامل پلی‌اتیلن و پلی‌اتیلن ترفتالات بودند. بررسی ورود میکروپلاستیک‌ها به سامانه‌های آبزی‌پروری مداربسته (RAS) از طریق فرسایش اجزای پلاستیکی آن و ارزیابی جایگزین‌های غیرپلاستیکی برای این اجزا (مانند بیوفیلترهای طبیعی) بود، همچنین تکنیک‌های حذف میکروپلاستیک‌ها از سامانه، از اهمیت بالایی برخوردار است تا حضور این آلاینده‌ها در سامانه‌های RAS و تأثیر آن‌ها بر امنیت غذایی جهانی به حداقل برسد.