بررسی شخصیّت حماسی جریره، با رویکرد نظریۀ بینامتنینگری (با تأکید بر شاهنامۀ فردوسی، متون پیش از اسلام و متون عهد اسلامی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات حماسی، دانشگاه قم، دانشکده ادبیّات و علوم انسانی، قم، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه ادبیّات حماسی، دانشگاه قم، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، قم، ایران.
doi
چکیده
چکیده درک هر داستانی، نیازمند شناخت منابع و پیشمتنهای آن است. شناخت و دریافت عمیق داستانهای شاهنامه نیز بدون شناخت پیشمتنها و روابط بینامتنی میان داستانهای شاهنامه و آنها میسّر نخواهد بود. پژوهش حاضر که مطابق با روش کیفی با رویکرد توصیفیتحلیلی حاصل شده، به بررسی داستان جریره در شاهنامه و روایات مرتبط با آن میپردازد. پژوهش بر این فرضیه استوار است که، در مراحل گذر شخصیّتهای اساطیری به عالم حماسه، الهۀ بزرگِ آب و زمین و پری در عصر باستان بر اثر عواملی همچون جابهجایی اساطیر و کمرنگشدن صبغۀ مینوی ویژگیهای خود را از دست میدهند و به هیئت جریره در عالم حماسه در میآیند. در این بررسیها که بنابر قراین و شواهد تاریخی صورت گرفته، تلاش شده است تا اثبات شود که این نقّالان و گوسانهای دربارها در دورۀ پارتیان اشکانی و کوشانیان بودهاند که در روزگار مقارن با عصر تدوین حماسهها، در بازگویی مجدّد صفات و کردارهای این شخصیّت کهن اساطیری ارزشهای مطلوب و مورد نظر جامعۀ مردسالار باستان و همچنین دیدگاههای رایج خوارمایه انگارانهای را که دربارۀ جایگاه زنان وجود داشته است، به روایت آن تحمیل کردهاند. ویژگیهایی مانند: کمرنگ بودن شخصیّت وی در شاهنامه، زیبارویی، اعمال فوق بشری و عاشق پیشگی، خصلت باروری و در نهایت ناپدیدشدن او، این انگاره را سامان میبخشد.