زمینه‌های عرفان در شعر معاصر (با تأکید بر اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج)

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیّات فارسی ، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز – ایران

doi
چکیده

چکیده عرفان در ادب پارسی از مضمون های اصلی شعراست و در دورة معاصر و بویژه پس از انقلاب شاعران متعهّدی بدان توجه ژرف کرده‌اند و میزان باورمندی به عرفان و به دنبال آن بسامد ورود مفاهیم عرفانی، همچنین نوع نگاه عرفانی در شعر هر یک از شاعران معاصر متفاوت است و موضوع این مقاله بررسی عرفان در شعر معاصر فارسی است و اهمّیّت این پژوهش به این جهت است که عده ای معتقدند که شعر معاصر از معشوق حقیقی فاصله گرفته و بیانگر یأس و پوچی است ولی واقعیّت غیر از این است. برای این منظور اشعار شعرای برجسته شعر معاصر مورد ارزیابی قرار گرفته شده و مضامین عرفانی اشعار آنان ذکر شده است. در این بین میزان پرداختن به مسائل عرفانی در شعر مهدی اخوان ثالث از مقبولیت خوبی برخوردار است، امّا به شدت تحت تأثیر مسائل اجتماعی است. امیرهوشنگ ابتهاج نیز با مطالب عرفانی موجود در ادبیّات گذشته آشناست و آنها را در شعرش ورود می‌دهد، امّا عرفان در مرکز توجّه او نیست. در واقع شعر او از عرفانی ملایم برخوردار است. در نتیجه روشن شد که این شاعران اگر چه عارف نیستند ولی به مضامین آن دلبستگی دارند و آن را به شیوه های گوناگون در اشعار خودمنعکس ساخته اند.