بررسی عناصر داستانی در داستان‌های معاصر کتاب‌های فارسی دورۀ دوم متوسّطه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نبشابور، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نبشابور، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور - ایران.

4 گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد نیشابور، دانشگاه آزاد اسلامی، نیشابور، ایران.

doi
چکیده

چکیده پژوهش‌گران آموزشی بر این باور هستند که شالودۀ فکری، ملی، فرهنگی ، مذهبی و ادبی هر نسلی در دورۀ کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد و بخش مهمّی از آن بر عهدۀ نظام آموزشی هر کشوری است. کتاب‌های درسی یکی از مهمّ‌ترین ابزارهای این شکل‌گیری به شمار می‌رود و از این میان کتاب‌های فارسی به سبب توجّه به ادبیّات داستانی، محملی برای روایت اندیشه‌ها و تخیّلات انسانی است. در این پژوهش عناصر داستانی در داستان‌های معاصر کتاب‌های فارسی پایه‌های دهم، یازدهم و دوازدهم با روش تحلیل محتوا بررسی شده است. چنین به نظر می‌رسد که مؤلّفان به رمان‌ها و داستان‌های بلند بیشتر گرایش دارند. غالب عناصر داستانی به شیوه‌ای تکراری مورد استفاده قرار گرفته است. تلخیص داستان‌های کوتاه در مقایسه با رمان‌ها و داستان‌های بلند با آسیب کمترِ عناصر داستانی و محتوایی همراه بوده است. در داستان‌های کتاب‌های درسی تنوّع موضوعی وجود ندارد. از این‌رو تنوّع داستانی نیز به چشم نمی‌خورد.