تحلیل وضعیت زیستپذیری شهری با تأکید بر شاخصهای مسکن (مطالعه موردی: محلات شانزدهگانه شهر جیرفت)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
2 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.48308/sdge.2025.239806.1253چکیده
مقدمه: رشد سریع جمعیت جهانی و افزایش تقاضا برای خدمات اساسی در حوزههایی مانند سلامت، آموزش و اشتغال، مسکن را به یکی از چالشهای مهم در سطح بینالمللی تبدیل کرده است. امروزه مسکن صرفاً بهعنوان یک سرپناه فیزیکی تلقی نمیشود، بلکه بهعنوان مفهومی چندبُعدی شناخته میشود که کل محیط سکونتی را در بر میگیرد و شامل دسترسی به خدمات و زیرساختهای حیاتی برای رفاه خانوار و پایداری شهری است. عواملی نظیر امنیت، نوع کاربری زمین، کیفیت محیطزیست، حس تعلق و هویت مکانی، نقش مهمی در شکلگیری زیستپذیری شهری ایفا میکنند. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت زیستپذیری شهری در شهر جیرفت، با تمرکز ویژه بر شاخصهای مرتبط با مسکن در شانزده محله این شهر انجام شده است.مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روششناسی، توصیفی-تحلیلی است. با بهرهگیری از منابع نظری گسترده، مدلی جامع تدوین شد که زیستپذیری مسکن را در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، کالبدی-فضایی و زیستمحیطی تعریف میکند. برای جمعآوری دادههای اولیه، با استفاده از فرمول کوکران، تعداد ۳۹۰ پرسشنامه ساختاریافته در میان خانوارهای ساکن در شانزده محله شهر جیرفت توزیع شد. برای تحلیل دادهها، از روش تصمیمگیری چندمعیاره COCOSO استفاده شد که توانایی تلفیق شاخصهای متعدد در تحلیلهای پیچیده شهری را دارد. همچنین، روش آنتروپی شانون برای وزندهی عینی به هر معیار بر اساس اهمیت اطلاعاتی آن به کار گرفته شد. بهمنظور ترسیم و تحلیل الگوهای فضایی زیستپذیری، از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) استفاده شد که امکان شناسایی دقیق تفاوتهای فضایی در شرایط مسکن و سطح زیستپذیری در سطح شهر را فراهم ساخت.نتایج و بحث: نتایج تحلیلی پژوهش نشاندهنده تفاوتهای قابل توجه در زیستپذیری مسکن میان محلات مختلف شهر جیرفت است. در راهبرد اولیه (Ka)، محله ۱۱ با امتیاز ۵٫۹۲ در رتبه نخست، محله ۴ با امتیاز ۴٫۵۴ در رتبه دوم و محله ۱۳ با امتیاز ۴٫۴۴ در رتبه سوم قرار گرفتند. در مقابل، در راهبرد نهایی (K)، محلههای ۱۵، ۱۶ و ۸ به ترتیب با امتیازات ۰٫۸۷-، ۱٫۰۳- و ۱٫۱۱-، بهعنوان کم برخوردارترین محلات از نظر زیستپذیری مسکن شناسایی شدند. این یافتهها بیانگر وجود نابرابریهای فضایی چشمگیر هستند که در صورت عدم رسیدگی، میتوانند مانعی جدی در مسیر توسعه فراگیر شهری باشند.نتیجهگیری: این پژوهش نقش حیاتی ابزارهای تشخیصی فضایی و روشهای ارزیابی چندمعیاره را در برنامهریزی شهری برجسته میسازد. با شناسایی محلاتی که از نظر زیستپذیری مسکن در وضعیت نامطلوبی قرار دارند، سیاستگذاران و برنامهریزان شهری میتوانند مداخلات هدفمند طراحی کنند که به کاهش نابرابریها و ارتقای زیستپذیری برای همه ساکنان منجر شود. این تحقیق نهتنها چارچوبی قابل تکرار برای شهرهای مشابه ارائه میدهد، بلکه بر اهمیت تصمیمگیری مبتنی بر شواهد در تحقق عدالت فضایی و توسعه پایدار شهری تأکید دارد.