بررسی تطبیقی تأثیرگذاری طراحی فضاهای شهری بر تعاملات اجتماعی شهروندان در شهر تبریز
نویسندگان
1 گروه شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
2 گروه معماری و شهرسازی، واحد ایلخچی، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلخچی، ایران
3 گروه شهرسازی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران
doi
10.48308/sdge.2025.240828.1270چکیده
مقدمه: در دهههای اخیر، رشد سریع شهرنشینی و تغییرات فیزیکی در محیطهای شهری، تأثیر چشمگیری بر نحوه تعامل شهروندان در فضاهای عمومی و کیفیت ارتباطات اجتماعی گذاشته است. فضای شهری صرفاً بستر فعالیتهای روزمره نیست، بلکه نقشی کلیدی در شکلگیری هویت جمعی، حس تعلق و انسجام اجتماعی ایفا میکند. طراحی نامناسب فضاهای عمومی میتواند به کاهش تعاملات اجتماعی، افزایش انزوای فردی و تضعیف سرمایه اجتماعی در شهرها منجر شود. ازاینرو، بررسی تأثیر عناصر طراحی شهری بر تعاملات اجتماعی، گامی ضروری در جهت تحقق برنامهریزی شهری پایدار به شمار میآید. مطالعات متعدد در سطح ملی و بینالمللی، ابعاد فیزیکی، اجتماعی و ادراکی فضاهای شهری را موردبررسی قرار دادهاند. بررسی پژوهشها نشان دادهاند که ساختارهای فضایی متراکم و قابلفهم، زمینهساز تعاملات اجتماعی پویا هستند. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ویژگیهای طراحی فضایی بر میزان و نوع تعاملات اجتماعی در شهر تبریز است. این پژوهش با بهرهگیری از رویکردی سهگانه شامل مطالعات میدانی، تحلیل تصاویر ماهوارهای و مدلسازی دادههای مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)، در پی یافتن پاسخ به این پرسش است که کدام ویژگیهای فیزیکی و فضایی، تعاملات اجتماعی را در انواع مختلف فضاهای شهری تسهیل یا محدود میکنند. این مطالعه از شاخصهای طیفی نظیر NDVI شاخص نرمالشده پوشش گیاهی و NDBI شاخص نرمالشده ساختوساز برای بررسی نقش پوشش گیاهی و تراکم ساختوساز در ارتقای فعالیتهای اجتماعی بهره میگیرد.مواد و روشها: روش تحقیق از نوع ترکیبی بوده و شامل گردآوری دادههای میدانی (پرسشنامه)، تحلیل تصاویر ماهوارهای (سنتینل و لندست) و ارزیابی مکانی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان استفادهکننده از چهار فضای شاخص شهری (پارک ائلگلی، میدان ولیعصر، بازار تبریز و خیابان شریعتی) است که بر اساس برآورد جمعیت فعال در این فضاها حدود 40,000 نفر تخمین زده شد. با استفاده از فرمول کوکران و با در نظر گرفتن سطح اطمینان 95٪ و سطح خطای 0.04 (دقت بیشتر) و در نظر گرفتن میزان پرسشنامههای مخدوش حجم نمونه 750 نفر تعیین شد و با استفاده از نرمافزار Spss تحلیل نتایج انجام شده است.نتایج و بحث: نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که سه مؤلفه دسترسیپذیری (β=0.41)، پوشش سبز (β=0.37) و خوانایی فضایی (β=0.22) اثر معناداری بر ارتقا تعاملات اجتماعی دارند (R²=0.48). تصاویر ماهوارهای نشان دادند که پارک ائلگلی با ۶۵٪ پوشش سبز و شاخص اتصال ۰.۷۵، بالاترین سطح تعاملات را فراهم کرده، درحالیکه خیابان شریعتی با ۱۵٪ پوشش سبز و اتصال ۰.۴۵ عملکرد ضعیفتری داشته است. همچنین مشخص شد ۳۵٪ تعاملات اجتماعی به پیادهروی اختصاص داشته و پسازآن معاشرت دوستانه سهم بالاتری داشته و فعالیتهای فرهنگی کمترین میزان را به خود اختصاص دادهاند.نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که طراحی فضایی و فیزیکی فضاهای شهری نقش مهمی در افزایش یا محدود کردن تعاملات اجتماعی بین شهروندان دارد. محیطهای شهری با سطوح بالای دسترسی، پوشش سبز و یکپارچگی فضایی - مانند پارک ائلگلی - بالاترین سطح تعامل اجتماعی را نشان دادند. برعکس، مناطق پراکنده و با تجهیزات ضعیف، مانند خیابان شریعتی، با تعامل محدود همراه بودند. ادغام دادههای میدانی با شاخصهای مشتق شده از ماهواره NDVI و NDBI اثربخشی ابزارهای سنجشازدور را در ارزیابی کیفیت اجتماعی-فضایی محیطهای شهری تأیید کرد. علاوه بر این، عوامل جمعیتشناختی مانند سن، جنسیت و امنیت درک شده بهطور قابلتوجهی بر الگوهای تعامل تأثیر میگذارند و باید در طراحی فضاهای عمومی در نظر گرفته شوند. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای تصمیمگیریهای آگاهانه در برنامهریزی شهری قرار گیرد. این پژوهش نشاندهنده اهمیت استفاده از شواهد علمی در فرآیند تصمیمگیری است و میتواند به ایجاد یک محیط شهری پایدار و کارآمد منجر شود. درنتیجه، بهرهگیری از این نتایج در برنامهریزیهای شهری میتواند به تقویت زیرساختها و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک کند.