الگویی در تحول دانش تناسب سور؛ مطالعه موردی تناسب سور فتح و محمد
نویسندگان
1 گروه علوم قرآن و حدیث دانشکده الهیات . دانشگاه میبد
2 گروه علوم قرآن و حدیث . دانشگاه میبد
3 کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه میبد
doi
10.30513/qd.2021.749.1162چکیده
شناخت تناسب سورههای قرآن و کوشش در جهت بررسی دقیقتر ساختار هندسی آن به منظور بهرهبرداریهای مختلف تفسیری و کلامی از دغدغههای قرآنشناسان معاصر است. یکی از زمینههای پژوهش در این باره، شناسایی، تلفیق یافتههای قرآنشناسان قدیم و جدید و ایجاد برونرفتهایی در این دانش قرآنی است. از رویکردهای کهن در دانش تناسب سورههای قرآن، همان مطالعه خطی یا «ترتیب السور» و «تناسب السور» است که کاملاً نگاه خطی را در خود دارد. امروزه نیز این نگاه همچنان دنبال شده است. این پژوهش بر آن است تا با تلفیق یافتههای قرآنپژوهان قدیم و جدید، به ارتقا این رویکرد در مطالعه ساختار قرآن کریم کمک نماید و در تحلیل ارتباط بین سوره محمد با سوره فتح کاربردی سازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که بین این دو سوره، گونههای مختلفی از ارتباطات لفظی و معنایی در دو ساحت خُرد و کلان وجود دارد. از نتایج این پژوهش میتوان به ایجاد زمینه بهتر برای فهم بهتر این دو سوره، شناخت و تبیین بهتر ساختار متنی قرآن کریم، همچنین ارائه جوابهایی مستدل به شبهات درباره پاشانی و چندلایگی بودن ساختار (متن) قرآن و همچنین تبیین زیباییهای بیان قرآن کریم اشاره نمود.