جایگاه معرفتشناسی در دانش جغرافیا؛ خاستگاهها و رویکردها
نویسندگان
1 استادیارگروه جغرافیا، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران؛
doi
چکیده
علم جغرافیا یکی از علوم تأثیرگذار در زیست بشر است که درگذشته و حال، تحولات متعددی را به لحاظ بنیادهای فلسفی به دنبال داشته است. این تحول نشان میدهد که متخصصان و اندیشمندان این حوزه بر سر موضوع، ماهیت و تعریف این علم همنظر نبودهاند؛ اما باوجوداین تنوع موجود در علم جغرافیا، امروزه این علم توانمندیهای بسیاری یافته و با ابزارهای فنی که در دست دارد دارای گرایش های تخصصی جدیدی گردیده است. فلسفه دانش جغرافیا بهمثابه اساسنامه یا قانون اساسی نظام علمی این دانش، نقشی کلیدی و مرکزی در حیات علمی آن دارد. اگرچه تحول در زندگی بشر و ضرورتهای نوین آن در بدو امر به تخصصگرایی در علوم منجر شد، ولی با گسترش شاخههای علمی توجه به کلیت معرفت بشری نیز به احساسی مشترک بین اندیشمندان مبدل گردید تا با نگرشی نو در گام نخست به تبیین فلسفة علم جغرافیا پرداخته شود و در راستای آن وضع معرفت جغرافیایی را بررسی نماید. امروزه موضوع معرفتشناسی در دانش جغرافیا از اهمیت ویژهای برخوردار است. این اهمیت متأثر از مکتبهای فلسفی مانند اثباتگرایی، هرمنوتیک و پساساختارگرایی است. در این مقاله تلاش شده است تا این مسئله مورد بررسی قرار گیرد و اهمیت آن برای دانش جغرافیا آشکار گردد.