الگوی عوامل مؤثر در سیر نگارشهای علوم قرآن (قرن 6 تا 10) در قالب نظریه مبنایی
نویسندگان
1 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه علوم قرآن و حدیث، پردیس فارابی دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30513/qd.2021.205.1042چکیده
بررسی حاضر از رویکرد تفسیرگرایی فکری، علمی و اجتماعی به فهم و تحلیل عوامل تأثیرگذار در سیر تطورات نگارشهای علوم قرآن میپردازد. هشت کتاب علوم قرآن در قرن 6 تا10 با قید تأثیرگذاری در دوره خود، محلّ بررسی در این تحقیق بوده است. از روش اسنادی و تحلیل تاریخی در انجام عملیات تحقیق، و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارائه الگوی نهایی، از نظریه مبنایی (GT) استفاده شده است. یافتههای به دستآمده شامل 18 مقوله در سیر تطور بوده که به تفکیک عوامل با ضریب تأثیر بالا، متوسط و کم بیان شده است. همچنین الگوی نهاییِ عوامل مؤثر در تطور سیر نگارشهای علوم قرآن در قالب نظریه مبنایی ارائهشده و اجزاء آن عبارتاند از: عوامل علّی شامل شخصیت فردی نویسنده، تخصص علمی نویسنده، عوامل فرهنگی اجتماعی دوره نویسنده، همنشینان نویسنده و تأثیرپذیری وی از مصادر و نویسندگان قبل و تأثیرگذاری نویسنده بر مصادر و نویسندگان بعد، هویت و اصالت متن نگارشی ـ اعم از ساختار، کارکرد و محتواـ ؛ عوامل زمینهای مثل شرایط زمان و مکان جغرافیایی، مهاجرت و مسافرتهای متعدد نویسنده، جامعیت عناوین منبع، قدمت و شهرت نگارش و نویسنده؛ عوامل میانجی مثل شخصیت اخلاقی نویسنده، عوامل سیاسی و اقتصادی دوره وی، حریت و آزاداندیشی یا تعصب نویسنده. در ضمن راهبردها و پیامدهای حاصل نیز بیان شده است.