روش و الگوی نویورت در تبیین فرایند ارتباطی قرآن
نویسندگان
1 پردیس فارابی دانشگاه تهران
2 پردیس فارابی دانشگاه تهران
3 دکتری علوم قرآن و حدیث پردیس فارابی دانشگاه تهران
doi
10.30513/qd.2021.361.1076چکیده
رابطه بین قرآن و کتاب مقدس از موضوعات مورد علاقه محققان غربی است. آنجلیکا نویورت در مطالعات قرآنی خود با رویکردی زبانشناختی به تبیین این رابطه میپردازد. وی با انتقاد از تحقیقاتی که قرآن را کپی عربی انجیل و یا اقتباس از مسیحیت قلمداد کردهاند، قرآن را کتابی مقدس و مستقل میداند که از سویی توانسته است نقطه اوج کتاب مقدس بودن را به نمایش گذارد و از سوی دیگر، به اهداف الهیاتی خود جامه عمل بپوشاند. نویورت فرایند و چگونگی تخاطب قرآن با مخاطبانش را به شکل شفاهی و به مثابه یک درام بررسی میکند. وی قرآن را متنی ارتباطی و در تعامل با مخاطبان میداند که توانسته به اشکالات و پرسشهای آنها پاسخ دهد. محققان در این مقاله با بهرهگیری از رویکرد توصیفی ـ تحلیلی ابتدا به مرور نظریه نویورت و نیز نظریه کنش ارتباطی هابرماس پرداخته و سپس کاربست نظریه هابرماس را توسط نویورت تبیین نمودهاند. نتایج تحقیق نشان میدهد که نویورت از «نظریه کنش ارتباطی» یورگن هابرماس بهره برده است. نویورت در بررسی درزمانی و سورهنگر خود برای تبیین یگانگی و استقلال قرآن در برخی موارد دچار خلط با رویکرد مسیحی شده است.