پدیدارشناسیِ ساختارِ صوری سوژه در نظامهای ساختار باور
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران،
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
چکیده
ساختار صوری سوژه در سطح گستردهای قابل بحث است، چرا که اساس سوژه در تمایز من/ جهان شکل گرفته و چگونه ساختار صوری میتواند بدون جدایی افکندن میان این و آن و افزودن امور انضمامیِ متکثر پایدار بماند؟ سوژه در ابتدای امر تنها فضایی خالی است که به غیر، مجالِ ورود میدهد، نمیتوان مشخص کرد که این نفوذ سوژه است یا نفوذ شیء اما به هر صورت ساختاری است که پای غیر را به امر نفسانی باز میکند و مرحلهی بیگانگی را رقم میزند مرحله ای که برای ظهورِ صوریِ سوژه ضروری است. سوژه تداومِ تحلیلیِ این تصور است که مبنای آگاهی از هیچ بستری برنخواسته و گاه آغازی کاملا تهی دارد، ما این را پذیرفتیم، چرا که سوژه هرچند در مقام خیال، اما نقشی بسیار پررنگ دارد و از طرف دیگر اگر برای ظهورِ سوژه عقیده به بستری داشتهباشیم، امکانِ دریافت طبیعیِ آگاهی را به صورتی که سوژه آن را تنها با پدید آمدن و ناپدید شدن ایجاد میکند، از دست میدهیم (نقشِ کاتالیزوریِ سوژه). پس سوژه نه تاریخی است و نه زبانی، زیرا اساسِ پیوند طبیعی و ارجاعهای طبیعی ربطی به تاریخ و زبان ندارد اما نکتهی مهم اینجاست که سوژه جهان را به ورطهی ساحتِ نمادین و قابل ادراک میکشد و این یعنی نشانهها را به صورتِ گسترده واردِ سطح آگاهی میکند و آنجا که چیزی نمادین نشود ناخودآگاه باقی میماند.