منطق و ساختار توجیه در گزارههای علوم انسانی اسلامی (با تأکید بر معیار قرآن کریم)
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
2 عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
doi
چکیده
از مهمترین مسائل معرفتشناسی علوم انسانی (اسلامی)، مسأله معیارهای ثبوتی و اثباتی حجیت در سطح گزارهها بهویژه ساختار و فرایند توجیه آنها است. گزارههای علوم انسانی، به دو دسته توصیفی و توصیهای تقسیم میشوند. پژوهش حاضر نشان داده است: در سطح ثبوتی، واقعنمایی گزارههای توصیفی، در مطابقت آنها با واقع و نفس الامر است؛ اما واقعنمایی گزارههای توصیهای (ازجمله اعتباریات)، قدری متفاوت است؛ زیرا اعتباریات، تابع احتیاجات حیاتی و عوامل محیطی بشر بوده و به تبع سیر تکاملی زندگی اجتماعی، متغیراند؛ لذا برخی با پذیرش ناواقعنمایی در این حوزه، قائل به نسبیت شدهاند، زیرا معتقدند اعتبار گزارههای اعتباری در علوم انسانی، وابسته به خواست و قرارداد جامعه است؛ در حالی که گزارههای اعتباری نیز دارای نفس الامراند و نفس الامر هر چیزی به حسب خودش است. همچنین معیار اثباتی حجیت گزارههای علوم انسانی و شیوه توجیه آنها عمدتاً بر مدار نظریه ابتناء (مبناگرایی) است. پژوهش حاضر میکوشد با روش عقلی و با بهرهگیری از برخی آیات قرآن کریم، مسأله معیار صدق و ساختار توجیه انواع گزارههای علوم انسانی را نشان دهد.