واقعگرایی نزد علامه طباطبایی مبتنی بر ایده معرفت شاکلهمند (با تأکید بر نقش بدن در معرفت)
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم
2 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم
3 دانشیار گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه قم
doi
چکیده
اعتبار دانشهای بشری تابع اعتبار اصل شناخت بشر است و از اینرو، دفاع از واقعنمایی معرفت بشری مهمترین مسئله معرفتشناسی محسوب میشود. مشهورترین نظریه در تبیین اعتبار معرفت بشری، واقعگرایی خام است که بر اساس آن ذهن در فرایند شناخت مانند آینه صرفاً منفعل است. این تصویر، امروزه به چالش کشیده شده است و در مقابل آن نظریات دیگری شکل گرفته است مبتنی بر سهم داشتن ذهن در فرایند شناخت، که در مجموع میتوان آنها را معرفتشناسیهای شاکلهمند نامید. چالش پیش روی این نظریهها حفظ رئالیسم در عین عبور از واقعگرایی خام است. علامه طباطبائی ضمن ارائه تبیین خاص خود از شاکلهمند بودن ادراک، هم از زوایه تحلیل علم حصولی و هم از منظر ادراکات اعتباری، همچنان بر رئالیسم نیز پای میفشرد. مدل ایشان در جمع بین رئالیسم و شاکلهمندی بر تبیین یکنواخت نبودن ارتباط سطوح معرفت آدمی با واقع مبتنی است که در آن همه معرفتهای آدمی باواسطه یا بیواسطه به واقعیت گره میخورد.