واقعنمایی اثر هنری به مثابهی محاکات ماهوی از منظر ابنسینا
نویسندگان
1 دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
2 دانشگاه امام صادق
3 دانشگاه معارف اسلامی قم
doi
چکیده
دربارهی نحوه بازنمایی و محاکات اثرهنری، اولین نظریات، نظریاتی بازنمودیاند که عمدتا با اشکالاتی درباره جامعیت نظریه برای همهی هنرها و نیز تفاوت تقلید فنمآبانه با هنر روبهرو بودند. این نوشتار با روشن کردن معنای اثر هنری اولا و نیز با تحلیل محاکات ماهوی، این نظریه را تدقیق میکند. ابتدا به محاکات ارسطویی که محاکات از اشیاء، پدیدهها و کنش بود و تأکید او بر محاکات تصویری، مبتنی بر نظریه مشابهت میپردازد و سپس تعمیق این دیدگاه را در نگاه ابنسینا و دیدگاه او به حاکی و محکیِ اثر هنری و نیز سهم صورتهای ذهنیِ فاعل اثر هنری در اثر هنری دنبال خواهد کرد. حاصل این نوشتار که با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای به تبیین نظریه محاکات پرداخته است، نشان داد که محکیِ اثر هنری به عنوان شیء یا کنش بیرونی ماهیت متعینی دارد و معلوم بالعرض است. حاکی در زمرهی کیفیات محسوسی است که از ابژهی بیرونی حکایتگری میکند. و نیز روشن شد که ابنسینا با طرح معنایی از صورت ذهنی که پیش از امرمعلوم در خارج، در ذهن ارتسام پیدا میکند، صورت هنری را مشمول این مورد دانسته است.