تبیینی غیر امیدبخش از معاد مبتنی بر معادلانگاری رجاء با تصدیق در آیۀ 7 سورۀ یونس
نویسندگان
1 کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث دانشگاه قم
2 مدرس سطوح عالیِ علوم عقلی در حوزه علمیه قم
doi
10.30513/qd.2020.113.1024چکیده
مفسران واژه «رجاء» در عبارت «لَا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا» (یونس/ 7) را با احتمالات مختلفی چون: خوف، طمع، توقع و تصدیق تبیین کردهاند. در این میان با اینکه «تصدیق» از جمله مدلولاتی است که به دلیل دور بودنش از معنای موضوعله رجاء، تبیین سازوکار ارتباطی بین آن با رجاء ضروری مینماید، مفسران بدان نپرداختهاند و همین مسئله، جواز حمل آن بر آیه را با ابهام و چالش جدی مواجهه کرده است. مشکل دیگری که به نحوی شامل اکثر خوانشهای تفسیری پیشگفته از جمله «تصدیق» میشود، عدم توجه به رویکرد انگیزشی آیه در تبلیغ آخرتگروی امیدمحور به جای آخرتباوری استدلالمحور است؛ نکتهای که علیرغم دارا بودن مٶیداتی چون گزینش و چینش واژگانی آیه، در تفاسیر مفغول مانده و مورد بیتوجهی قرار گرفته است. یعنی با مطالعه تفاسیر، ذهن مخاطب معطوف به معادباوری و تبعات ناگوار معادگریزی به عنوان یک اصل اعتقادی میشود؛ در حالی که آیه سعی دارد پنجرۀ دیگری غیر از آنچه معاد را به عنوان یک باور و اصل اعتقادی لازمالاطاعه مینمایاند، به روی مخاطب بگشاید و قوای ذهنی او را نسبت به ظرفیت امیدبخش معاد تهییج و در یک کلام معادگرایی و نه معادباوری را ترویج نماید. این نوشتار با هدف تقریر و تحلیل دیدگاه ناظر به معادلانگاری رجاء با تصدیق و طرح این ادعا که این آیۀ به خصوص، با موضوع محوری معاد در صدد ایجاد گرایش و نه بینش نسبت به حیات اخروی است، به سامان رسیده است.