بررسی جایگاه خیال در معرفت شناسی فارابی و اسپینوزا
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام اسلامی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه ازاد اسلامی ، تهران ، ایران
2 گروه فلسفه و کلام اسلامی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، واحد تهران مرکزی، دانشگاه ازاد اسلامی ، تهران ، ایران
doi
http://doi.org/10.82550/ber.2024.1128513چکیده
این مقاله به روش توصیفی تحلیلی به ادراکات خیالی و جایگاه ان در فارابی و اسپینوزا می پردازد و ضمن نشان دادن موارد اشتراک و اختلاف انها علل ان را بیان می کند در هر دوی فارابی و اسپینوزا شناخت تخیلی یک رکن مهم در شناخت آدمی است . فارابی احضار مجدد صورت حسی بعد از غیبت آن و توانایی تجزیه و ترکیب صور حسی بعد از فقدان مشاهده حسی را نقش اولیه قوه خیال میداند که نه تنها به آدمی توانایی فرا رفتن از ادراک حسی و بازشناسی مشاهدات خارجی و مشابهتهای آن ها را میدهد ، بلکه ذهن آدمی را آماده میسازد که به ادراک کلی برسد . به نحوی که میتوان گفت قوه خیال حلقه اتصال ادراکات حسی با ادراکات عقلی است . اسپینوزا ادراک ناشی از تاثرات بدن از جهان خارج را ادراک تخیلی میداند زیرا این گونه ادراک درباره حقیقت اشیا ء و روابط آنها معرفتی به ما نمیدهد و فقط تصورات غیر تامی به ما میدهد که برای زیستن مفید است. بنابراین فارابی واقع نمایی ادراک حسی خیالی را میپذیرد ولی اسپینوزا فقط ارزش عملی برای آنها قائل است و برای آنها ارزش نظری قائل نیست و تخیل را شامل ادراکات حسی ، تجربی ، صورخیالی ، شناخت ناشی از تواتر مفاهیم کلی و حتی تصورات نادرست می داند .هر دو متفکر بر نقش خیال در دریافت وحی تاکید دارند .