ویتگنشتاین در برابر جی. ای. مور بررسی مقایسهای میان ویتگنشتاین و جی. ای. مور در باب دو مفهومِ معرفت و یقین
نویسندگان
1 دانشیارگروه فلسفه، دانشگاه تهران، دانشکده گان فارابی ، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری فلسفه اخلاق، دانشگاه قم
doi
http://doi.org/10.82550/ber.2024.1064360چکیده
امروزه گرچه مباحثِ مربوط به معرفت گسترهای وسیع یافته اما پرسش از امکانِ معرفت و یقین، همچنان نقطهیِ آغازِ بحثهای معرفتشناسانه است. ویتگنشتاین و مور دو فیلسوفِ جریان ساز قرن بیستماند که در موقفی مهم در برابر یکدیگر قرار میگیرند. مور تنها فیلسوفی است که ویتگنشتاین در کتابِ در باب یقین از او یاد میکند و این دیدگاهِ مور در بابِ معرفت بود که دست مایهیِ فیلسوفِ اتریشی برای بحثهای بیشتر پیرامونِ معرفت و یقین قرار میگیرد. مور در پاسخ به مسئلهی امکانِ معرفت و مشکلِ شکاکیت، ادعا میکند حقایقی وجود دارند که به آنها معرفت داریم. او فهرستی از گزارههایی سیاهه میکند که معرفت بدانها یقینیاند. برخوردِ ویتگنشتاین با این ادعا سویهای سلبی و سویهای ایجابی دارد. به باورِ ویتگنشتاین گزارههایِ مور مانند اینجا دستی وجود دارد نمونههایِ درستی برای معرفت یا دانستن نیستند. مور آنها را صحیح به کار نمیبرد. میان معرفت و یقین تمایز وجود دارد. معرفت و یقین به مقولات مختلفی تعلق دارند. از سویِ دیگر ویتگنشتاین با مور در نسبت دادنِ نقشی متفاوت به گزارههای یاد شده در نظام معرفتی همداستان است. نقدِ ویتگنشتاین به مور به هیچ رو جایگاهِ معرفتشناختیِ گزارههایِ مور را تضعیف نمیکند بلکه برای این دست گزارهها پایگاهی اساسیتر قائل است. در این مقاله نخست به دنبالِ روشن ساختنِ محل نزاع و نحوهی این رویارویی بوده و در ادامه از رهگذر چگونگیِ پاسخِ ویتگنشتاین به مور مواجههی هر کدام از این دو فیلسوف با پرسش از امکانِ معرفت، یقین و مواجهه با شکاکان را کاویده و با عیار نقد میسنجیم