بررسی تطبیقی طبیعت مشترک و ابعاد معرفت¬شناختی و زبان¬شناختی آن در آراء فلسفه زبانی ابن‌سینا و جان دانژ اسکوتوس

نویسندگان

1 گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

2 گروه زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

3 گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه مازندران

doi
https://doi.org/10.82550/ber.2025.1194681
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تطبیقی طبیعت مشترک و ابعاد معرفت­ شناختی و زبان­ شناختی آن از دیدگاه ابن­ سینا و اسکوتوس است. بر اساس منابع موجود، ابن­ سینا و اسکوتوس طبیعت مشترک را نه کلی و جزئی، نه واحد و نه کثیر، بلکه ماهیت محضی می ­دانند که پیشینی و بی­ تفاوت است. این ماهیت محض به صورت وجود خارجی، وجود عقلی و وجود زبانی متعیّن می­ شود. هم­چنین، آنان معتقدند مفاهیمی مانند کلیت، فردیت، وحدت و کثرت مفاهیمی عقلی هستند که در نفس انسان شکل می ­گیرند. البته، اسکوتوس ماهیت مشترک را کمتر از واحد می­ داند و از این حیث دیدگاه او با دیدگاه ابن­ سینا تفاوت دارد. از نظر اسکوتوس، از انواع وجود عقلی مانند خیالات فردی، تصورات کلی و تصدیقات عقلی، تصورات کلی بعنوان بازنمود عقلی طبیعت مشترک در قالب تصدیق یا تعریف انتزاعی درمی­ آید. در منطق سینوی، تصور کلی در قالب الفاظ کلی پنجگانه و تعریف به حد در قالب گزاره­ های ذاتی کامل و ناقص صورتبندی می­ شود. از دیدگاه اسکوتوس نیز مفاهیم کلی در قالب الفاظ انتزاعی یا حقیقی و تصدیق انتزاعی به صورت گزاره­ انتزاعی یا حقیقی صورتبندی می­ شود.