اهمیت ارمنستان و نقش آن در مناقشات سیاسی و نظامی ساسانیان و رومیان در دورۀ جانشینان شاپور دوم (379-399میلادی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ و باستان‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 گروه تاریخ، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران.

3 دانشیار، ادبیات و زبانهای باستانی بنیاد دایرةالمعارف بزرگ اسلامی دانشنامه جهان اسلام، تهران، ایران.

doi
https://doi.org/10.82101/AOI.2026.1226063
چکیده

در اواخر قرن چهارم میلادی، ارمنستان به‌عنوان منطقه‌ای حائل میان شاهنشاهی ساسانی و امپراتوری روم، نقشی تعیین‌کننده در معادلات سیاسی، نظامی و مذهبی خاور نزدیک ایفا کرد. این دوره هم‌زمان با پادشاهی جانشینان شاپور دوم، یعنی اردشیر دوم (۳۷۹–۳۸۴م)، شاپور سوم (۳۸۴–۳۸۸م) و بهرام چهارم (۳۸۸–۳۹۹م) است؛ دورانی که علی‌رغم کوتاهی نسبی، از نظر سیاست خارجی و رقابت‌های ژئوپولیتیکی اهمیتی ویژه دارد. مسئله اصلی این پژوهش بررسی جایگاه و اهمیت ارمنستان در سیاست خارجی ساسانیان طی سال‌های ۳۷۹ تا ۳۹۹ میلادی و ارزیابی نقش و عملکرد این پادشاهان در مناقشات سیاسی و نظامی با روم در گستره جغرافیایی ارمنستان است. فرضیه مقاله بر این مبنا استوار است که مؤلفه‌های اهمیت ارمنستان برای ایران ساسانی در این دوره، تداوم همان عوامل کلیدی دوره طولانی پادشاهی شاپور دوم بوده است؛ عواملی چون اهمیت استراتژیک و ژئوپولیتیکی ارمنستان، نقش آن در تأمین امنیت مرزهای شمال‌غربی شاهنشاهی، تسلط بر مسیرهای اصلی تجاری و کارکرد اقتصادی آن به‌عنوان کانون ترانزیت منطقه‌ای. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که ساسانیان در این بازه بیست‌ساله با اتکا به سیاست اقتدارگرایی نظامی، تقویت بنیان‌های فکری و مذهبی زرتشتی در برابر مسیحیتِ رو به گسترش ارمنیان، و نیز از طریق توافق‌ها و صلح‌های سیاسی با رومیان ــ از جمله تقسیم جغرافیایی ارمنستان ــ توانستند نفوذ و سیطره خود را بر این سرزمین تثبیت کنند. این فرایند بیش از آنکه صرفاً نظامی باشد، ماهیتی سیاسی و دینی داشت و جایگاه ارمنستان را به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی رقابت ساسانی–رومی برجسته ساخت.