بازخوانی و نقد دیدگاه علامه طباطبایی درباره علم حضوری و حصولی
نویسندگان
1 گروه فلسفه دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی
2 گروه فلسفه دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
http://doi.org/10.82550/ber.2025.1183145چکیده
تأملات فلاسفه مسلمان در مباحث پیچیده نظری، زمینهای را فراهم کرده که امروزه نیز میتوان از آن برای پاسخگویی به بسیاری از پرسشها استفاده کرد. با این حال به نظر میرسد برای دستیابی به فهمی کاملتر از آموزه های سنت فلسفه اسلامی، بیش از هر چیز نیازمند بازنگری در نحوه خوانش خود از این آموزهها هستیم. این مقاله قصد دارد با روش تحلیلی و فلسفی به بازخوانی و نقد نظر علامه طباطبایی درباره علم حصولی و حضوری پرداخته و با دیدگاهی متفاوت به برخی از سوالات پاسخ دهد. علامه بر این باور است که ما پیش از دستیابی به علم حصولی درباره هر شیء، حقیقت آن را در عالم مثال مشاهده کرده و به آن علم حضوری داریم.یک سوال اساسی این است که «با وجود علم حضوری به علت موجده معلوم، چه نیازی به علم حصولی هست؟» در این مقاله مشخص میشود تقسیم علم به حصولی و حضوری، بر خلاف آنچه مشهور است، تقیسمی نیست که بالعرض معلوم، عارض علم شده باشد بلکه مراتبی است که بالذات متعلق به حقیقت علم است. این مراتبِ کلی، خود دارای مراتب جزئیتری هستند که به طور متناوب بر یکدیگر توقف دارند و اهمیت علم حصولی در این است که واسطهای است برای ارتقاء درجه علم حضوری، هر چند این علوم حضوری «ناآگاهانه» هستند و علامه نیز چنین علمی را با لفظ «مشاهده از دور» وصف کرده است.