تحلیل استعارة مفهومی خدا در دیوان عطّار

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.

3 گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه محقّق اردبیلی، دانشکدۀ ادبیّات و علوم انسانی، اردبیل، ایران.

4 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

doi
چکیده

زبان‌شناسی شناختی یکی از شاخه‌های زبان شناسی معاصر است که نشان می دهد انسان چگونه به شناخت هستی دست پیدا کرده و آن شناخت را در زبان منعکس می‌کند. استعاره مفهومی از نظریات مهمّ زبان‌شناسی شناختی است. به واسطه نظریّۀ استعارۀ مفهومی می توان جهان فکری نویسندگان و شاعران را واکاوی کرد. این استعاره کمک می کند تا به ‌واسطه پدیده های ملموس و شناخته ‌شده به درکی از ناشناخته ها برسیم. موضوع شناخت خدا و تعریف او همواره راهی دشوار و به مثابه بر لب تیغ راه رفتن است، امّا تحلیل استعارة مفهومی برای نویسندگان و شاعران این فرصت را فراهم می کند تا بتوانند وارد این حوزة حساس شوند. این پژوهش در چهارچوب مدل لیکاف و جانسون به بررسی استعاره ‌های مفهومی خدا در دیوان عطّار می پردازد تا نشان دهد خدا در نگاه و جهان بینی این شاعر عارف قرن ششم چگونه تعریف می‌‌شود. نتیجة بررسی نشان می‌دهد یک کلان ‌استعاره انسان ‌گونه‌انگاری وجود دارد که در دل آن چندین استعاره خُرد وجود دارد که خدا را در قالب نویسنده، نقّاش، آئینه‌بند، صنعتگر مفهوم‌سازی کرده و گاه نیز خدا را طبق سنّت اسلامی نور پنداشته و یا خورشید فرض کرده‌است.