تحلیل قصّة شهر‌سنگستان مهدی اخوان ثالث با رویکرد نقد فرمالیستی‌ (با تکیه بر آشنایی‌زدایی و برجسته‌سازی)

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران.

doi
چکیده

فرمالیسم، اوّلین جریانی بود که به قابلیّت‌های زبانی ادبیّات، در خلق معناهای جدید تأکید کرد و خود متن ادبی را پایه و اساس پژوهش متون قرار داد. در این راستا، نیّت مؤلّف و پیشینه‌های تاریخی، فلسفی و ... از حوزۀ بررسی و نقد متون خارج می‌شوند. فرمالیست‌ها به آرایش اجزا و پیکره و صورت ظاهری اثر ادبی توجّه داشتند. در دوران معاصر، بویژه پس از نیما، تلاش برای یافتن فضاهای تازه و ابتکار و نوآوری در قلمرو زبانی شعر، زیاد به چشم می‌خورد. شاعران معاصر به شیوه‌های تازه‌ای برای عدول از هنجار و یافتن فضاهای تازه در قلمرو ادبیّات دست زده‌اند که در این میان، آشنایی زدایی‌های اخوان، تشخیص و برجستگی ویژه‌ای به شعرش بخشیده است. مهدی اخوان ثالث، از جمله شاعران پس از نیما است که با به کار‌گیری شیوۀ بیان خاصّ خود ، قابلیّت‌های تازه‌ای را به محدودة زبان فارسی افزود. هدف از این پژوهش، بررسی سازه‌های شعر قصّه شهر سنگستان اخوان ثالث بر اساس رویکرد فرمالیستی بر محوریّت آشنایی‌زدایی و برجسته سازی است. طبق نتایج به عمل آمده، اخوان در گزینش و چینش واژه‌ها و القای هنری کلمات، با استفاده از عینیّت‌های خارجی و آهنگ آنها، استفاده از ترکیبات و و صف‌ها در کنار کلمات کهن فارسی به فرم شعر، برجستگی بخصوصی بخشیده است. این مقاله، ابتدا به بررسی مفاهیم کلیدی فرمالیسم و تاریخچۀ آن و سپس به تحلیل اشعار اخوان با استمداد از نظریّة فرمالیسم می‌پردازد.