مبناگرایی شناخت‌شناسانه در فلسفه‌ی اسلامی: با نظر به بحث استعاره‌های مفهومی

نویسندگان

1

2 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه مطهری

doi
http://doi.org/10.82550/ber.2025.1199262
چکیده

مبناگرایی، در میان غالب اندیشمندان مسلمان به ویژه سه فیلسوف صاحب مکتب ــ ابن­سینا، سهروردی و ملاصدراــ به عنوان نظریه‌ی توجیه شناخت پذیرفته شده است. پرسش آن است که: «چرا در این سنت با غلبه‌ی مبناگرایی مواجهیم؟» با نظر به بحث استعاره‌های مفهومی می‌توان گفت وجود استعاره‎ی «دانش به مثابه یک ساختمان» می‌تواند بدین منجر شود که فیلسوف مسلمان آن‌گاه که در باب توجیه شناخت نظریه‌پردازی می‌کند در جستجوی پایه و مبنا برای بنای معرفت باشد. در این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی و با بررسی متون سه فیلسوف مورد نظر می‌توان به طرح این توصیف تازه پرداخت که پیش‌فرض ثنویت ذهن و عین و هم‌چنین فرض سلسله مراتبی بودن امورات در ساحت هستی و ادراک در شکل‌گیری استعاره‌ی فوق مؤثر بوده است. اهمیت پرداختن بدین مسأله از آن رو است که با تغییر نگرش نسبت به رابطه‌ی ذهن و عین، استعاره‌ی «دانش به مثابه یک ساختمان» نیز دستخوش تغییر گشته و امکان طرح استعاره‌های تازه که بر اساس آن، دانش بدون نیاز به محور، مبنا و پایه تبیین می‌گردد فراهم خواهد شد. در نهایت این نتیجه حاصل می‌گردد که با ورود استعاره‌های تازه در باب دانش، امکان طرح نظریات جدید به موازات مبناگرایی میسر می‌شود.