بررسی انتقادی دیدگاه ماریا آلوارز در بابِ مثالهای نقضِ فرانکفورتی
نویسندگان
1 گروه فلسفهی دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 مدرّس گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران
doi
http://doi.org/10.82550/ber.2025.1121746چکیده
مسئلۀ اساسی این پژوهش گزارشِ دیدگاه ماریا آلوارز در بابِ مثالهای نقضِ فرانکفورتی و هدف از آن تحلیل انتقادی این دیدگاه براساس نقدِ نظر وی در بابِ سرشت کنش است. مطابق با «اصل امکانهای بدیل»، کنشگر الف در قبالِ یک کنش بهلحاظ اخلاقی مسئول است، تنها اگر کنشگر الف میتوانست بهگونهای دیگر عمل کند. هدف از مثالهای نقضِ فرانکفورتی، نشان دادنِ کذب این اصل است. در این مثالها، کنشگری به تصویر کشیده میشود که با اینکه نمیتواند بهگونهای دیگر عمل کند، امّا همچنان در قبالِ کنش خودْ مسئولیت اخلاقی دارد. آلوارز که یکی از حامیانِ «اصل امکانهای بدیل» است، با تکیه بر ضرورتِ وجودِ شرطِ «اجتنابپذیری» در ساختارِ «کنش»، مثالهای نقضِ فرانکفورتی را به دلیلِ عدم رعایت این شرط به چالش میکشد. این رویکرد موردِ انتقاد برخی از فیلسوفان معاصر همچون جاستین کِیپس قرار گرفتهاست. کِیپس با ذکر مثالِ نقض، «اجتنابپذیری» را عنصر ذاتیِ «کنش» نمیداند و بر همین اساس معتقد است میتوان مثال نقضِ فرانکفورتی را بهگونهای بازسازی کرد که در برابرِ اِشکال آلوارز مقاوم باشد. بر اساسِ نتایجِ این پژوهش، موضع کِیپس از حمایت شهودیِ قویتری برخوردار است و در نتیجه باور به آن معقولتر است.