فهم بدنمندی زبان در بستر درک پدیدارشناسانه و شناخت شناسانۀ بدنمندیِ
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
doi
http://doi.org/10.82550/ber.2025.1192838چکیده
با نگاهی به تاریخ اندیشه بشری، ملاحظه خواهد شد که موانع جدیای اعم از هستیشناختی، معرفتشناختی، اخلاقی و دینی توجه به بدن و جایگاه واقعی آن را از دستور کار اندیشمندان خارج کرده. این در حالی است که در اندیشه معاصر، بدن دیگر مانعی بر سر راه اندیشه و آگاهی نیست، در عوض بدنمندی ذهن و شناخت و زبان مورد تاکید است. به این ترتیب شاهد توجه به بدن و جایگاه آن در عرصههای مختلفی هستیم. مقاله حاضر، با روش توصیفی_تحلیلی، در صدد است تا در بستر درک پدیدارشناسانه و شناخت شناسانه از مفهوم بدنمندی، امکان درکی عمیق از بحث بدنمندی زبان فراهم آورده و سرانجام نشان دهد که تجارب ناشی از حضور بدنمند انسان در جهان، در قالب الگوهای تکرارشونده و پویا بوده و از رهگذر عملکردهای ذهنی به مفهومسازی منتهی میشوند و در زبان بازنمود مییابند. بنابر این نظامهای مفهومی انسان بر پایه حمایت از فعالیت بدنی در محیط تکامل یافتهاند و چنین فعالیتهای بدنیای برای دانستن و معنادار ساختن جهان بنیادی است. Understanding the embodiment of language in the context of a phenomenological understanding and cognitive epistemology of the embodiment of language.