واکاوی منابع و ابزارهای معرفت‌شناختی راست‌کیشی در نظریه والتر بائر و نتایج حاصل از آن

نویسندگان

1 استادیار گروه ادیان ابراهیمی دانشکده ادیان دانشگاه ادیان و مذاهب قم؛

2 دانشجوی دکتری مطالعات تطبیقی ادیان-گرایش الهیات مسیحی دانشگاه ادیان و مذاهب

3 عضو هیات علمی گروه ادیان ابراهیمی، دانشکده ادیان، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم

doi
10.82550/ber.2025.1214027
چکیده

در سنت الاهیات مسیحی، به‌ویژه از دوره قرون وسطی به بعد، چهار منبع اصلی برای معرفت دینی ذکر شده‌ است: وحی الهی شامل متون مقدس که از منظر مسیحیان مؤمن، حاصل الهام الهی‌ هستند؛ سنت کلیسا یا میراث تفسیری، آموزه‌ای و عملی‌ای که از رهبران کلیسا به ارث رسیده است؛ عقل و تجربه. مقاله حاضر با بررسی نظریه والتر بائر درباره ماهیت «راست‌کیشی» و «بدعت» در مسیحیت اولیه، به واکاوی منابع و ابزارهای شناخت حقیقت دینی و پیامدهای معرفت‌شناختی آن پرداخت. یافته‌ها نشان ‌داد، در نظر بائر، چهار منبع مذکور برای شناخت حقیقت دینی کافی نیست. بائر با استفاده از ابزارها و منابع شناختی دیگری همچون تحلیل تاریخی - انتقادی، نقش قدرت‌های سیاسی-دینی، متون قانونی و آپوکریفا، روایات محلی و سنت‌های شفاهی، استدلال می‌کند در سده‌های نخستینِ مسیحیت، اشکال متکثر و متفاوتی از ایمان وجود داشت و آنچه بعدها «راست‌کیشی» نامیده شد، حاصل فرآیندهای تاریخی و سیاسی بوده است، نه ذات اولیه و فرازمانی ایمان مسیحی. بنابراین به اعتقاد بائر، مرزبندی میان راست‌کیشی و بدعت بیش از آنکه بازتاب حقیقت مطلق الهی باشد، برساخته‌ای تاریخی-گفتمانی است. این دیدگاه با تأکید بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخ دین و بازاندیشی در اعتبار الاهیات نهادی، موجب شکل‌گیری تکثرگرایی معرفتی در فهم دین می‌شود و ادعای یکتایی و اطلاق در حقیقت دینی را تضعیف می‌کند. در واقع، ابزارها و منابعی که بائر در شناخت راست‌کیشی به‌کار می‌گیرد نمایانگر نگاهی پویا و چندلایه به حقیقت دینی است که زمینه را برای گسترش پلورالیسم دینی و گفت‌وگوی میان‌روایتی و بین‌الأدیانی فراهم می‌سازد.