پاسخ به اشکالات فیلسوفان تحلیلی فیزیکالیست بر دوگانه انگاری جوهری دکارتی در مسئله ذهن/بدن، بر اساس نظریه حدوث جسمانی نفس صدرا
نویسندگان
1 دانشیار فلسفه دین، گروه فلسفه دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه و کلام اسلامی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران
doi
10.82550/ber.2025.1213343چکیده
بنابر دیدگاه دوگانه انگاری جوهری دکارتی، انسان متشکل از دو جوهر مستقل و متمایز از هم است: بدن یا ماده فیزیکی که قادر به تفکر نیست و ذات آن امتداد در فضاست، و ذهن/نفس غیر فیزیکی که فاقد امتداد است و ذات آن تفکر یا آگاهی است. در این رویکرد، نفس و بدن در طول زندگی این جهانی چنان به هم پیوند خورده و در هم تنیدهاند که هر کدام از آن دو میتواند بر دیگری اثر بگذارد و در عین حال با مرگ بدن و زوال و فروپاشی آن، نفس همچنان به حیات خود ادامه دهد. هرچند نظریه دکارت در همان زمان خودش نیز با اشکالاتی مواجه شد، اما امروزه و در جامعه فلسفه غرب و از سوی فیلسوفان تحلیلی فیزیکالیست اشکالات متعددی بر آن وارد شده است. از جمله این اشکالات میتوان «معضل لزوم تماس»، «معضل جفت شدن» و معضلی مبتنی بر «اصل بستار علل فیزیکی» را نام برد. این مقاله ضمن تبیین دوگانه انگاری دکارتی و طرح اشکالات مذکور بر دوگانه انگاری جوهری نفس/بدن، به دنبال سنجش سرفصلهایی از علم النفس ملاصدرا و نظریه حدوث جسمانی نفس او برای پاسخگویی به اشکالات وارد شده از سوی فیزیکالیستها بر دوگانه انگاری جوهری است و مدعی است که بر اساس نظریه حدوث جسمانی نفس ملاصدرا و به جای فهم دو جوهری از نفس و بدن، باید این دو را در قالب یک جوهر واحد فهمید که اتحادی جوهری دارند.