دلالت در نظریه فیلم ویوین سابچک: بازخوانی از منظر پدیدارشناسی مرلوپونتی

نویسندگان

1 استادیار گروه فلسفه واحد علوم و تحقیقات دانشگاه ازاد اسلامی تهرا ن ایران

2 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه ازاد اسلامی تهران ایران

doi
10.82550/ber.2025.1201104
چکیده

ویوین سابچک از نظریه‌پردازان زن سینمای آمریکا است که با تاثیر از مرلوپونتی کتاب خود به نام «خطاب چشم: پدیدارشناسی تجربه فیلم» را نگاشت و رویکردی وجودی-پدیدارشناختی را به سینما اتخاذ کرد. سابچک با الهام از مرلوپونتی به سینما ظرفیت دلالتی می‌دهد و در ساختار دلالت سینمایی دو عنصر آگاهی متجسد و گوشت را وارد می‌کند. صحبت از گوشت در سینما ما را به حوزۀ هستی‌شناسی سینما می‌برد و دلالت را با وجود یکی می‌انگارد. دلالت با دو مدالیتۀ تجربۀ وجودی یعنی ادراک و بیان شکل می‌گیرد. ادراک و بیان از حالات وجود مجسم در جهان است که در ساختار آینه‌ای گوشت معکوس می‌شوند و معنا در ضخامت این تجربۀ وجودی شکل می‌گیرد. از نظر سابچک، دوربین به مثابۀ ادراک و پروژکتور به مثابۀ بیان در سینما ظرفیت دلالتی سینما و به تعبیری ظرفیت وجودی آن را افزایش می‌دهند. بدین شکل که حرکت بصری دوربین تبدیل به کوگیتویی می‌شود که انتخاب‌گر است و بیان پروژکتور از دل معانی کهنه معنایی نو پدیدار می‌کند. این اعمال دوربین و پروژکتور در سینما به هیچ وجه مکانیکی نیست و ما را به سمت تجربۀ وجودی‌ سوق می‌دهد.