تحلیل تطبیقی روششناسی معرفتی در حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان
نویسندگان
doi
10.82550/ber.2025.1214806چکیده
حکمت متعالیه ملاصدرا و تفسیر المیزان علامه طباطبایی، دو قله برجسته در تاریخ اندیشه اسلامی به شمار میروند که در آنها تعامل میان عقل، وحی و برهان به اوج کمال خود رسیده است. این پژوهش با تمرکز بر این دو اثر بنیادین، به تحلیل تطبیقی روششناسی معرفتی آنها میپردازد. هدف اصلی، تبیین چگونگی تعامل عقل فلسفی (برهان) و معرفت وحیانی (قرآن) در ساختار استدلالی هر یک و شناسایی مبانی، ابزارها و غایات مشترک و متمایز آنهاست. برای نیل به این هدف، از روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تطبیقی استفاده شده که مبتنی بر تحلیل محتوای متون اصلی، بهویژه «الاسفار الاربعة» و «تفسیر المیزان» است. یافتهها نشان میدهد که هر دو اندیشمند در غایت نهایی یعنی اثبات اصول دین و تبیین نظام هماهنگ هستی اشتراک دارند. با این حال، روششناسیها از نقاط عزیمت متفاوتی برخوردارند: ملاصدرا در حکمت متعالیه، یک نظام فلسفی منسجم را بر پایه برهان عقلی بنا میکند و سپس به نحو مؤثری وحی و شهود را در آن ادغام مینماید؛ در مقابل، علامه طباطبایی در المیزان، از متن وحیانی قرآن آغاز کرده و با بهرهگیری از روش تفسیری «قرآن به قرآن» و ابزارهای دقیق فلسفی و برهانی، به استخراج و تبیین معارف عمیق آن میپردازد. نقطه اوج این تعامل در الهامگیری ملاصدرا از آیات قرآن برای تکوین براهینی چون «برهان صدیقین» و استفاده نظاممند علامه از مبانی حکمت متعالیه برای تفسیر آیات پیچیده تجلی مییابد و از یک رابطه مکمل و دوسویه حکایت دارد.