ارزیابی پتانسیل خطر بیابان‌زایی با استفاده از مدل سازشی تاکسنومی فازی در محیط GIS در زیر حوضه آبخیز یزد- خضرآباد

نویسندگان

1 گروه محیط زیست، واحد تاکستان، دانشگاه آزاد اسلامی ، تاکستان، ایران

2 گروه احیاء مناطق خشک و کوهستانی، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.48308/sdge.2025.241075.1271
چکیده

مقدمه: پدیده بیابان‌زایی یکی از جدی‌ترین بحران‌های اکولوژیکی است که کنترل آن از دغدغه‌های ملی محسوب می‌شود. با توجه به گسترش روزافزون این پدیده و ظهور اثرات گسترده و بلندمدت آن بر محیط­زیست و فعالیت­های انسانی، در چارچوب مدیریت عرصه‌های بیابانی، ارائه روش­های مدیریتی مناسب، قادر است شدت و گسترش این پدیده را کاهش ­دهد و مانع پرداخت هزینه­های گزاف تصمیم­گیری نادرست شود. لذا اقدامات اجرایی در این زمینه باید متکی به شناخت وضعیت فعلی بیابانی شدن اراضی و شدت آن باشد؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و پهنه‌بندی رخداد بیابان‌زایی در زیر حوضه آبخیز یزد – خضرآباد با استفاده از مدل‌های تصمیم‌گیری چند شاخصه و تکنیک سیستم اطلاعات جغرافیایی به صورت موردی در زیرحوضه یزد- خضرآباد طی سال‌های 1402 تا 1403 به انجام رسید.مواد و روش‌ها: در این پژوهش سعی شد این مهم توسط روش تاکسنومی فازی به انجام برسد. ازاین‌رو پس از تعیین اعضاء تیم تصمیم‌گیری تشکیل شده از متخصصان آشنا به منطقه مطالعاتی، شاخص­های مؤثر از روش دلفی فازی تعیین و ارزش‌دهی شد. به‌منظور انتخاب این شاخص­ها سه محور اصلی ارتباط با پدیده بیابان‌زایی، سهولت دسترسی و سهولت به‌روزآوری در چارچوب دو فاکتور هزینه و زمان مدنظر قرار گرفت. سپس به منظور تهیه چارچوبی مناسب جهت تهیه نقشه پهنه­بندی آسیب­پذیری ناشی از فرایند بیابان‌زایی اقدام به تفکیک واحدهای کاری از روش ژئومورفولوژی و در محیط نرم‌افزار Arc Gis، شد. در ادامه اقدام به فازی­سازی داده­ها از روش چن و هوانگ شد و فرایند تحلیل فازی بر روی داده­ها صورت گرفت. پس از برآورد اعداد فازی ذوزنقه­ای ترکیبی، اقدام به فازی­زدایی و تشکیل ماتریس تصمیم‌گیری شد و در ادامه در چارچوب ماتریس تصمیم­گیری فازی و از روش تاکسنومی، شدت بیابان­زایی برآورد شد. در نهایت به منظور سهولت و دقت در تجزیه‌وتحلیل داده­ها و دستیابی به نتایج، بر مبنای درجه تاکسنومیک واحدهای کاری و با استفاده از نرم‌افزار Arc view3.2a اقدام به نقشه­سازی میزان پتانسیل بیابان­زایی شد.نتایج و بحث: پس از تعیین ماتریس تصمیم­گیری فازی موزون، مطابق ادبیات تحقیق فاصله تاکسنومیک (gi) و درجه تاکسنومیک (yi) یا به عبارتی شدت بیابان‌زایی به تفکیک واحدهای کاری به دست آمد. در نهایت به منظور سهولت در خواندن و فهمیدن نتایج برآورد شده و نشان دادن تفاوت­های ناحیه­ای آسیب‌پذیری نسبت به بیابان­زایی، نقشه­ نهایی پتانسیل شدت بیابان‌زایی بر مبنای ارزش­های شدت بیابان‌زایی (yi) واحدهای کاری شکل گرفت. مطالعات انجام شده نشان داد که 72/35 درصد از کل منطقه مطالعاتی به صورت خیلی شدید و 28/ 17 درصد به صورت شدید تحت فرایند بیابان‌زایی می­باشد و بیابان‌زایی با شدت متوسط (32/36 درصد) بیشترین سهم را در منطقه مطالعاتی به خود اختصاص داده است. به‌طورکلی ارزش کمی شدت بیابان‌زایی برای کل منطقه از مجموع عوامل 74/0 در کلاس شدید یا VI ارزیابی شد.نتیجه‌گیری: مطالعه صورت گرفته نشان از کارایی و سهولت کاربرد منطق فازی در قالب مدل تاکسنومی در ارزیابی شدت بیابان‌زایی داشت. همچنین نتایج این پژوهش امکان برنامه­ریزی را برای به حداقل رساندن بیابان‌زایی در اثر انجام طرح­های توسعه فراهم می­سازد و می­تواند شرایطی را ایجاد کند که با توجه به اولویت­ها و پهنه­بندی آسیب­پذیری منطقه مطالعاتی، تعادل بین طرح­های توسعه و محیط امکان‌پذیر گردد.