بررسی موضوع عشق در برخی از آثار ادب غنایی ایران و جهان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات غنایی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
3 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.
doi
10.30495/bahar.2023.700820چکیده
مضمون عشق را می توان از جمله مضامین مشترک در عرصۀ ادبیّات غنایی ایران و جهان به شمار آورد. در ادبیّات کلاسیک ایران نظامی گنجوی و فخرالدّین اسعد گرگانی نمادهایی هستند از شاعران عاشق پیشه که عشق راستین در غزلیّاتشان نمودار سوز درونی شان است. در ادبیّات غرب نیز هستند شاعرانی که با این عاطفۀ مشترک انسانی، حالات درونی و احساسات پرشور خود را بیان کرده اند از جمله ویلیام شکسپیر و ژوزف بدیه که اشعار عاشقانۀ آنها جایگاه خاص خود را دارد. این مقاله که با روش توصیفی و تحلیلی و برمبنای مطالعات کتابخانه ای و با استناد به متون غنایی و پژوهش های جدید در موضوع عشق در آثار شاعران ایرانی و اروپایی صورت گرفتهاست، برآن است که به مقایسۀ مقولۀ عشق در ادب غنایی ایران و جهان با تکیه بر منظومه های عاشقانۀ این شاعران بپردازد. نتیجه حاکی از آن است که در خسرو و شیرین، عشق مصلحتی و سیاسی، انتقام جویانه و بیمارگونه، در لیلی و مجنون با عشق عفیفانه و افلاطونی، در ویس و رامین با عشق تحمیلی، در تریستان و ایزوت با عشق جادویی و افسون گر، در رومئو و ژولیت با عشق شهسوارانه و در ونوس و ادونیس با عشق هوسناک روبرو هستیم.