بررسی مؤلّفههای فمنیستی در رمانهای «عادت میکنیم» از زویا پیرزاد و «دفترچۀ ممنوعه» از آلبا دسس پدس
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.
3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران. (نویسنده مسئول)
doi
10.30495/bahar.2023.700822چکیده
ادبیّات هر کشور چون آیینه ای است که بازتاب مسائل و مشکلات زنان آن جامعه است و از این جهت تفاوتی در مکان و زمان و زبان و فرهنگ ملّت ها و امّت ها وجود ندارد؛ لذا هر کدام از این آثار، در دل خود پرده از مشکلات زنان در برهه ای از زمان برداشته است. پژوهش حاضر که به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته، به بررسـی مؤلّفـههای فمنیستی بر اساس دو رمان عادت میکنیـم از زویا پیـرزاد و دفترچۀ ممنـوعه از آلبا دسس پدس (از دو کشور ایران و ایتالیا) می پردازد. یافته های تحقیق حاکی از آن است که دفاع از حقوق زن، مسألة آزادی در انتخاب شغل و تلاش برای حفظ آن، تلاش برای کسب هویّت جدید، ایستادگی در برابر تهدید و تحقیر و مبارزه با مردسالاری، بیتوجّهی و خشونت علیه زنان و... از مؤلّفه های فمینیستی رمان های یاد شده است و زنان در این آثــار با انــواع بی مهری ها، ستم و نادیده گرفتن حق انسانی مواجه بوده و برای رسیدن به حقوقی موازی با مردان، ناگریز از شکستن تبعیضات و نابرابری های جنسی می شوند، امّا سرانجامِ خیلی مثبت و اثرگذاری ندارند.