نقد و بررسی عناصر اجتماعی با دید رئالیستی در آثار فریبا وفی (با تکیه بر سه رمان «پرندة من»، «ترلان» و «رؤیای تبّت»)

نویسندگان

1 1. دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد سراب، دانشگاه آزاد اسلامی، سراب، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد پارس‌آباد مغان، دانشگاه آزاد اسلامی، پارس‌آباد مغان، ایران. (نویسنده مسئول)

3 استادیار، گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد سراب، دانشگاه آزاد اسلامی، سراب، ایران.

doi
10.30495/bahar.2023.700827
چکیده

فریبا وفی به عنوان یک نویسنده واقع‌گرا شناخته می‌شود؛ به شکلی که شخصیّت‌ها، حوادث فرعی و اصلی، گفت‌وگوها، فضاسازی و دیگر عناصر داستانی آثار او در خدمت مکتب رئالیسم هستند. وفی به عنوان یک نویسندة برجسته سعی می‌کند با در نظر گرفتن مسائل و مشکلات انسان‌های جامعه‌ای که خود در آن زندگی می‌کند، شخصیّت‌ها و دیگر عناصر داستانی خود را پدید آورد. شخصیّت‌ها و به‌خصوص قهرمانان داستان‌های وفی مانند آثار رئالیستی (که نه بر روی فرد، بلکه بر روی اجتماع تمرکز دارد)، فردی مشخّص، غیرعادی یا عجیبِ متفاوت با اشخاص معمولی نیست. بلکه قهرمان داستان های آثار او فردی از طبقه ی متوسّط یا کارگر است که تب و تاب های درون او همان دغدغه‌های انسان معاصر است. درونمایة آثار فریبا وفی را مسائلی مانند: بحران هویّت، وضعیّت زنان در جامعة مرد محور، فقر اقتصادی و فرهنگی و… شکل می‌دهند. آثار عموماً روایت‌گر احساسات و عواطف و افکار، ناکامی‌ها، شادی‌ها و لذّات، دلتنگی‌ها و افسردگی‌های زنان است. در واقع، وفی در نگارش آثار خود پایبند عناصر سبک رئالیسم است و شخصیّت‌ها، نوع روایت، حوادث و تمامی ارکان داستانی آثار او را می‌توان از این منظر بررسی نمود. از این نظر، پژوهش حاضر به بررسی عناصر اجتماعی در سه رمان برجستة فریبا وفی (پرندة من، ترلان و رؤیای تبّت) می‌پردازد. در پژوهش حاضر از روش اسنادی و کتابخانه‌ ای استفاده شده است. این روش در شاخة روش‌های غیرمزاحم و غیرواکنشی قرار می‌گیرد.

کلیدواژه‌ها