بررسی سیمای معشوق در دیوان عبدالرّحمن جامی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران

3 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

doi
10.30495/bahar.2023.703128
چکیده

غزل، در قرن نهم هجری به مرزهای تقلید نزدیک می­‌شود. شاعران این دوره از هر گونه نوآوری و ابتکار فاصله گرفته ­اند و درصدند تا از سیاق شاعران نامی قرن هفتم و هشتم تقلید کنند. غزل جامی محصول این دوره از سیر غزل فارسی است. او در غزلیّاتش از معشوقی سخن می ­گوید که هم ویژگی­های ظاهری و هم خصوصیّات باطنی او، دل از عاشق ربوده است. این پژوهش به شیوة تحلیلی-توصیفی، با استخراج ابیاتی از دیوان جامی - که دربرگیرندة ویژگی های معشوق در غزل اوست- به بررسی سیمای معشوق در دو طیف ظاهری و باطنی می­پردازد. دستاورد پژوهش ناظر بر این نکته است که شاخص زیبایی‌های چهرة معشوق نسبت به دیگر ویژگی‌های ظاهری او از بسامد بالایی برخوردار است. امّا در یک نگاه کلّی، در غزل جامی، معشوق هم از لحاظ صوری و هم از دیدگاه باطنی، مقبول و پسندیده است. خصایل اخلاقی مقبول در رفتار او موج می‌زند و دلیل دل سپردن عاشق به او، در عین جفاکاری و نامهربانی، برخورداری او از این ویژگی ­های مقبول اخلاقی است. خصوصیّاتی از قبیل آگاهی و دانایی، مهربانی و دل نازکی، فصاحت کلام، ادب آموزی و پاکی، و در یک کلمه خوبی معشوق، در کنار زیبایی­های ظاهری همانند زلف سیاه و بلند معشوق، تن نازک و چشم سیاه، و روی سپید و رخشان، جلوه­ای به معشوق غزل جامی داده که مخاطب با مطالعة غزل‌هایش، تصویر او را در ذهن جاودانه می­‌کند.