گردشگری و توسعه پایدار جوامع روستایی: بازخوانشی از رویکرد مشارکتپذیری (مطالعه موردی: شهرستان شیراز)
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
doi
10.48308/sdge.2025.239751.1251چکیده
مقدمه: نواحی روستایی با چالشهایی مانند کاهش جمعیت، درآمد پایین و افول اقتصادی مواجهاند. حفظ کشاورزی سنتی بدون تغییر، مشکلات اجتماعی را تشدید میکند. توسعه گردشگری روستایی بهعنوان راهکاری برای ارتقای معیشت، حفظ میراث فرهنگی و افزایش تابآوری مناطق روستایی پیشنهاد شده است. سرمایهگذاری هدفمند و اصلاح سیاستهای حمایتی در این زمینه ضروری است. با تنوع محصولات و بهبود امکانات، روستاها میتوانند گردشگران بیشتری جذب کنند. با این حال، باید توسعه گردشگری به گونهای مدیریت شود که هم به ساکنان سود برساند و هم به محیط طبیعی آسیب نرساند. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش مشارکتپذیری جوامع روستایی در توسعه پایدار گردشگری آنها است.مواد و روشها: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی انجام شد. ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه محققساخته است. جامعه آماری پژوهش، متخصصان و کارشناسان گردشگری روستایی هستند. برای تعیین حجم نمونه از روش تمام شماری استفاده و در نهایت 30 نفر انتخاب شده است. روایی محتوایی پرسشنامه توسط اساتید و خبرگان حوزه گردشگری و توسعه روستایی تأیید شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و مقدار آن برابر با 782/0 به دست آمد. در این پژوهش از آزمونهای مجموع نمرات، انحراف معیار و ضریب تغییرات برای اجماع نظرات بین متخصصان، از آزمون کروسکال- والیس و کندال برای ثبات بین گروهی و قابلیت اطمینان نظرات بین خبرگان و برای رتبهبندی معیارها و زیر معیارها از مدل تصمیمگیری چندمعیاره سلسلهمراتبی فازی (AHP- Fuzzy) استفاده شده است.نتایج و بحث: نتایج پژوهش حاکی از آن است که مؤلفه اقتصادی گردشگری با وزن نهایی 388/0، به عنوان مهمترین عامل مؤثر در توسعه پایدار جوامع روستایی در شهرستان شیراز شناسایی شد. پس از آن، بعد زیستمحیطی با وزن 240/0 در رتبه دوم اهمیت قرار دارد. همچنین، ابعاد اوقات فراغت و آموزشی با وزن 195/0 و اجتماعی- فرهنگی با وزن 185/0 به ترتیب در مراتب بعدی قرار گرفتند. بر این اساس، میتوان نتیجه گرفت که جنبههای اقتصادی نقش پررنگتری در نگاه ذینفعان نسبت به سایر ابعاد توسعه پایدار در بستر گردشگری روستایی ایفا میکنند.نتیجهگیری: تحقق توسعه پایدار روستایی مستلزم تعامل سازنده و همافزا میان جامعه میزبان (ساکنان روستا) و جامعه میهمان (گردشگران) است. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که گردشگری روستایی، در صورتی که با رویکردی مشارکتمحور و برنامهریزیشده دنبال شود، میتواند بستری برای منافع چندسویه اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، زیستمحیطی و آموزشی برای هر دو جامعه فراهم آورد. از دیدگاه جامعه میزبان، گردشگری موجب افزایش اشتغال، تنوع معیشتی، تقویت کسبوکارهای بومی و ارتقای سرمایه اجتماعی شده است. مشارکت مستقیم روستاییان در فعالیتهای گردشگری، نهتنها باعث پویایی اقتصادی شده، بلکه به حفظ و بازتولید هویت فرهنگی و همبستگی اجتماعی نیز کمک کرده است. از سوی دیگر، گردشگران با دسترسی به محیطهای اصیل روستایی، تجربههایی معنادار، آرامش روانی و آموزش غیررسمی دریافت کردهاند که در نهایت به شکلگیری نگرشهای مسئولانه، آگاهی محیطزیستی و احترام به تنوع فرهنگی انجامیده است. در دوران بحران کرونا، گردشگری روستایی بهعنوان مکانی امن و درمانگر روانی برای گردشگران ظاهر شد و در عین حال، به تقویت تابآوری جامعه میزبان نیز انجامید. تحلیل ابعاد چهارگانه گردشگری نشان داد که جامعه میزبان بیشتر بر مزایای اقتصادی تمرکز دارد، در حالیکه جامعه میهمان به جنبههای زیستمحیطی و آموزشی-تفریحی علاقهمند است. این تمایز نیازمند سیاستگذاری دقیقتری بر مبنای انتظارات هر دو گروه است.