تحلیل تابآوری محیطزیست شهر کرمان در برابر تولیدات کربن
نویسندگان
1 گروه جغرافیا، واحدتهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا، واحدتهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه جغرافیا، واحدتهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.48308/sdge.2024.233739.1165چکیده
مقدمه: در دهههای اخیر، همزمان با تشدید بحرانهای زیستمحیطی و افزایش تمرکز گازهای گلخانهای، موضوع تابآوری شهری در برابر تهدیدات اقلیمی به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری و برنامهریزی شهری در سطح جهان تبدیل شده است. تلاشهای بینالمللی برای کاهش آلایندههای کربنی و گذار بهسوی شهرهای کمکربن، بر لزوم بازنگری در ساختارهای اقتصادی و نهادی شهرها تأکید دارند. در این میان، شهر کرمان به عنوان یکی از مراکز مهم صنعتی و معدنی کشور، با چالشهایی همچون مصرف بالای انرژی، رشد نامتوازن فضایی و وابستگی شدید به فعالیتهای صنعتی روبهرو است؛ عواملی که منجر به تمرکز بالای کربن و کاهش تابآوری زیستمحیطی در بافت شهری میشوند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل و تبیین مؤلفههای اقتصادی و نهادی مؤثر بر تابآوری در برابر کربن در سطح شهر کرمان انجام گرفته است تا با شناسایی نواحی آسیبپذیر و ارائهی راهکارهای سیاستی، مسیر توسعهی شهری کمکربن و پایدار را هموار سازد.مواد و روشها: از نظر هدف، این تحقیق در زمرهی پژوهشهای کاربردی قرار دارد و از حیث ماهیت و روش، توصیفی–تحلیلی است. دادههای مورد نیاز از طریق دو منبع اصلی گردآوری شد: مطالعات کتابخانهای برای استخراج چارچوب نظری و شاخصهای تابآوری اقتصادی–نهادی و مطالعات میدانی با بهرهگیری از پرسشنامهی ساختیافته برای سنجش وضعیت موجود در سطح خانوار. جامعهی آماری تحقیق را سرپرستان خانوارهای ساکن در شهر کرمان تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، ۳۸۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای گردآوریشده ابتدا با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای استنباطی شامل تی تک نمونهای و تی مستقل در محیط نرمافزار SPSS تحلیل شد. در ادامه، برای تبیین و ارزیابی الگوهای فضایی تابآوری و ارتباط آن با تمرکز کربن، از مدل رگرسیون وزندار جغرافیایی (GWR) و شاخصهای خودهمبستگی فضایی در محیط ArcGIS استفاده گردید.نتایج و بحث: نتایج تحلیلها نشان داد که ابعاد اقتصادی و نهادی تابآوری در شهر کرمان بهطورکلی در سطحی بالاتر از میانگین نظری قرار دارد و میتوان وضعیت کلی شهر را «نسبتاً مطلوب» ارزیابی کرد. با این حال، ناهمگونی فضایی چشمگیری میان مناطق مختلف شهری مشاهده شد که بیانگر توزیع نامتوازن ظرفیتهای تابآوری است. نتایج تفصیلی حاکی از آن است که ساکنان مناطق ۱ و ۲ از سطح بالاتری از تابآوری اقتصادی برخوردارند، درحالیکه تابآوری نهادی در مناطق ۱ و ۵ نسبت به سایر مناطق وضعیت بهتری دارد. تحلیل رگرسیون وزندار جغرافیایی نیز نشان داد که مؤلفهی صنایع و فناوری با ضریب تعیین بالا (R²=0.91) بیشترین تأثیر را بر الگوی فضایی تمرکز کربن در سطح شهر دارد. پس از آن، متغیرهای جمعیت شهری و کیفیت محیطزیست به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار گرفتند. این نتایج بیانگر آن است که ساختار اقتصادی مبتنی بر صنایع انرژیبر و توزیع نامتوازن خدمات نهادی، از عوامل اصلی شکلگیری تفاوتهای فضایی تابآوری در کرمان محسوب میشوند.نتیجهگیری: اگرچه میانگین کلی شاخصهای تابآوری اقتصادی و نهادی در کرمان در سطح قابل قبول قرار دارد، اما توزیع فضایی ناهمگون آن میتواند تهدیدی برای پایداری زیستمحیطی و عدالت فضایی در آیندهی شهر باشد. بر این اساس، اتخاذ رویکردی یکپارچه در مدیریت شهری که بر کاهش شدت مصرف انرژی در بخش صنعتی–تکنولوژیک، تنوعبخشی به ساختار اقتصادی شهری و تقویت سرمایههای نهادی و اجتماعی متمرکز باشد، ضرورت دارد. برنامهریزی هدفمند برای نواحی مرکزی و بافتهای فرسوده که سطح تابآوری پایینتری دارند، میتواند به ارتقای عدالت محیطی، بهبود ایمنی شهری و تحقق الگوی توسعهی پایدار و تابآور منجر شود. در نهایت، نتایج پژوهش میتواند مبنایی برای طراحی سیاستهای محلی و منطقهای جهت کاهش انتشار کربن، ارتقای ظرفیت انطباقی و افزایش تابآوری شهر کرمان در برابر مخاطرات اقلیمی فراهم سازد.