زبان، متن، فرامتن و معنا در رمان بیوتن
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشكده علوم انساني، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.
3 گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشكده علوم انسانی، واحد ساوه، دانشگاه آزاد اسلامی، ساوه، ایران.
doi
10.30495/bahar.2023.1993207.1079چکیده
رمان بلند بیوتن را با توجّه به نشانه هایی که به طور کلّی بر پسامدرنیسم دلالت دارد، می توان یک رمان بلند پس ت مدرن تلقّی کرد. پسامدرن، اگرچه به لحاظ تاریخی پس از مدرن و برای پاسخگویی به برخی از مدعاهای محقّق نشدۀ آن، به میدان آمد؛ ویژگی هایی دارد که آن را از مدرنیسم متمایز میسازد. در رمان بیوتن که بر تقابل سنّت و مدرنیته بنا شد. شاهد حس و عاطفۀ نه چندان منسجم ارمیا، شخصیّت اصلی داستان، هستیم. از رهگذر پندار و کردار اوست که از درهم ریختگی اوضاع و پراکندگی اندیشۀ انسان پستمدرن، سطح نگری های او، تغییر نظام های ارزشی جامعه، پرهیز از هر آن چه انسجام، قطعیّت و معنای مشخّصی دارد آگاه می شویم. دادههای این پژوهش، با استفاده از روش کتابخانه ای گرد آمده است. دستاورد این پژوهش گویای این است که در رمان بیوتن، زبان در آفرینش معناهای تازه نقش اساسی دارد. گذشته از اینکه این معناها ممکن است به چیزهای ساده، سطحی و حتّی مبتذل باز گردد، زبان در این آفرینشها نقش خود را به درستی ایفا و به انتقال بسیاری از معناها کمک میکند. همچنین امیرخانی در این رمان، بازیهای زبانی بسیاری دارد و از رهگذر این بازیها معناهایی را میآفریند که بیانگر واقعیّتهای اجتماعی و سیاسی دو دیدگاه متقابل سنّتی و مدرن است.