واکاوی مؤلفه‌های هوش سازمانی در صنعت بیمه با استفاده از نظریه زمینه‌ای و آزمون مدل در بیمه البرز

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.

2 دانشیار گروه مدیریت تولید و عملیات، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.

3 استاد گروه مدیریت بازرگانی- بازاریابی، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.

doi
چکیده

زمینه: پیدایش نیازهای جدید، سازمان‌ها را با چالش‌های متعددی روبرو نموده است. امروزه مدیران جهت اداره نمودن سازمان‌ها نیازمند بکارگیری فرایندهای هوش سازمانی می‌باشند تا با استفاده ازاین ظرفیت بتوانند شرایط رقابتی خود را حفظ نمایند. هدف:. باتوجه به اهمیت و جایگاه هوش سازمانی، هدف از انجام تحقیق حاضر، شناسایی مؤلفه‌های مدل هوش سازمانی در صنعت بیمه و آزمون مدل بدست آمده در شرکت بیمه البرز می‎باشد. این پژوهش از نظر جهت گیری، بنیادی و از نظر هدف، توصیفی و راهبرد مورد استفاده آن نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد اشتراوس وکوربین می‌باشد. روش تحقیق: روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی است. در گام اول، داده‌های کیفی با انجام مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته از خبرگان هوش سازمانی، متشکل از 9 نفر، شامل متخصصان صنعت بیمه و اساتید دانشگاه که به روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس نمونه گیری نظری انتخاب گردیده‌اند؛ گردآوری شد. با استفاده از نرم افزار مکس کیودا، مصاحبه‌های انجام پذیرفته مورد بررسی قرار گرفت. دراین بخش مدل اولیه پژوهش بدست آمد و به منظور سنجش پایایی مدل طراحی شده از شاخص کاپا استفاده شد. مقدار شاخص کاپا برابر با 711/0 محاسبه شد که در سطح توافق معتبر قرار گرفته است. در گام دوم و بخش کمّی پژوهش، جهت گردآوری داده‌های عددی، نسبت به تهیه پرسشنامه محقق ساخته اقدام شد. نمونه گیری به روش تصادفی از بین کارشاسان بیمه البرز انجام پذیرفت. در این بخش برای برازش مدل بر اساس معیارهای استخراج شده از بخش کیفی، از نظر تعداد 225 نفر از کارشناسان شرکت بیمه البرز استفاده شد و روابط بین متغیرهای تحقیق به تفکیک با استفاده از تکنیک حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار SmartPLS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: در بخش کیفی، نتایج نشان داد فناوری، منابع و نوآوری‌‌های سازمانی به‌عنوان شرایط علّی؛ فرهنگ و ساختار سازمانی به‌عنوان شرایط زمینه‌ای؛ عوامل کلان، عوامل مدیریتی به ‌عنوان شرایط مداخله‌گر؛ فرایند و استراتژی سازمان، ارتباطات برون‌سازمانی و دانش سازمانی به‌عنوان راهبردها و مشارکت سازمانی و عملکرد سازمان به‌عنوان پیامدهای هوش سازمانی درصنعت بیمه هستند. همچنین مقوله مرکزی پژوهش، مهارت‌ها و شایستگی انتخاب شد که از نظر جامعیت و انتزاعی بودن سایر مقولات را در خود جای می‌دهد. و در بخش کمّی، برازش مدل با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری، رویکرد حداقل مربعات جزئی در بخش مدل اندازه گیری و بخش ساختاری انجام پذیرفت. نتیجه گیری: مشخص گردید ارتباط ابعاد و مقوله‌ها مدل هوش سازمانی معنا دار بوده و مدل بدست آمده در بخش کیفی تحقیق مورد تأیید قرار گرفت.