کاربست نظریهْ کارن هورنای در مطالعهْ روانشناختی شخصیت دادخواه در رمان «این مرد از همان موقع بوی مرگ میداد»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد سوادکوه، دانشگاه آزاد اسلامی، سوادکوه، ایران.
doi
چکیده
کارن هورنای از جمله روانکاوانی است که برخلاف فروید معتقد بود ارتباطات اجتماعی، نقش مؤثری در شکلگیری شخصیت ایفا میکنند. از دیدگاه او قرارگرفتن در بستر نامناسب اجتماعی، عاملی مهم برای ایجاد اضطراب بنیادی در فرد است. این پژوهش با بهرهگیری از آرای هورنای به بررسی و تحلیل شخصیت دادخواه در رمان این مرد از همان موقع بوی مرگ میداد پرداختهاست. تحقیق حاضر که به روش توصیفی-تحلیلی است درصدد است به این سوال اصلی پاسخ دهد که دادخواه از کدام مکانیسم دفاعی در برابر اضطراب بنیادی بهره گرفتهاست؟ نتایج پژوهش، بیانگر آن است که تجارب ناگوار شخصی و اجتماعی همچون شرایط نامناسب خانوادگی، تمسخر همکلاسیها، ناکامی عشقی، زندگی زناشویی نامناسب و خصوصا شکست از نصرت، اضطراب بنیادی را در دادخواه به وجود آورد. دادخواه برای مقابله با اضطراب، به مکانیسم برتریطلبی روی آورد اما در برخی موقعیتها، نشانههایی از تمایلات عزلتطلبانه نیز در رفتار او قابل تشخیص است که موجب بروز تضاد بنیادی در او شد.