تبیین و ارزیابی مؤلفههای طراحی بایوفیلی ساختمانهای بلندمرتبه با روش دلفی؛ بعد از انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 گروه معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران.
2 گروه معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران.
3 استادیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 گروه معماری، واحد اهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اهر، ایران.
5 گروه معماری، واحد اسکو، دانشگاه آزاد اسلامی، اسکو، ایران
doi
10.48308/sdge.2025.240211.1263چکیده
مقدمه: در دهههای اخیر، رشد سریع بلندمرتبهسازی در کلانشهرهای ایران، بهویژه تهران، باعث کاهش ارتباط انسان با طبیعت و افت کیفیت زیستی و روانی فضاهای مسکونی شده است. طراحی بایوفیلیک بهعنوان رویکردی انسانمحور، در پی بازآفرینی پیوندهای حسی، بصری و عاطفی میان انسان و طبیعت است. این پژوهش با استفاده از روش دلفی و نظر خبرگان، به شناسایی و اولویتبندی مؤلفههای مؤثر بایوفیلیک در ساختمانهای بلندمرتبه پرداخته است. یافتهها نشان میدهد عواملی مانند نور طبیعی، حضور گیاهان، مصالح طبیعی، جریان هوا و دید به مناظر، بیشترین تأثیر را بر ارتقای کیفیت محیط سکونت دارند. هدف اصلی تحقیق، ارائه چارچوبی بومی برای بهکارگیری مؤلفههای بایوفیلیک در معماری ایران و ارتقای کیفیت زیستی و روانی فضاهای شهری است.مواد و روشها: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، ترکیبی از رویکردهای کیفی و کمی است. در مرحله نخست، دادههای کیفی از طریق روش دلفی و با انجام مصاحبههای نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه معماری و شهرسازی گردآوری شد. روش دلفی به ساماندهی دیدگاهها، باورها و نگرشهای متخصصان در قالب فرایندی ساختاریافته کمک میکند. در گام اول، جامعه پژوهش و نمونه اولیه شناسایی و مصاحبههای مقدماتی برای استخراج گویههای کلیدی انجام شد. این گویهها مبنای طراحی پرسشنامه مرحله دوم قرار گرفتند. در مرحله دوم، با استفاده از دادههای حاصل از بخش کیفی، پرسشنامهای طراحی و دادههای کمی گردآوری شدند. برای تدوین مبانی نظری و بررسی پیشینه، از روش توصیفی–تحلیلی و دادههای اسنادی بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی است که بهصورت هدفمند و با تکنیک دلفی انتخاب شدند. دادههای کیفی با تحلیل محتوای دلفی و دادههای کمی با نرمافزار SPSS تحلیل شدند.نتایج و بحث: تحلیل دادههای پرسشنامهای که توسط ۳۶ نفر از متخصصان معماری و شهرسازی تکمیل شد، نشان داد که مؤلفههای خاصی از طراحی بایوفیلیک در ساختمانهای بلندمرتبه از اهمیت بیشتری برخوردارند. در این میان، حضور نور و آب با میانگین ۳.۵۷ بیشترین اولویت را به خود اختصاص داد؛ این شاخص شامل استفاده از نور طبیعی، تعبیه آبنماها، پنجرههای وسیع و بهطور کلی حضور محسوس آب در فضاهای داخلی و بیرونی ساختمان است. پس از آن، ارتباط بصری و غیربصری با طبیعت با میانگین ۳.۱۵ در جایگاه دوم قرار گرفت که بیانگر اهمیت دید به مناظر طبیعی، صدای محیط، بوی گیاهان و دیگر محرکهای حسی مرتبط با طبیعت است. سومین مؤلفه با اهمیت بالا، تحریک غیرموزون حسی بود که میانگین ۲.۸۲ را کسب کرد و شامل تجربههایی نظیر تغییرات نور در طول روز، حرکت هوا، سایههای متحرک و صداهای تصادفی و لطیف در محیط میشود. از دیگر شاخصهایی که در ارزیابیها دارای امتیاز بالایی بودند، میتوان به مصالح طبیعی با میانگین ۲.۷۴، تنوع حرارتی و جریان هوا با میانگین ۲.۶۸ و احساس پناهگاه با میانگین ۲.۶۱ اشاره کرد.نتیجهگیری: طراحی بایوفیلیک در ساختمانهای بلندمرتبه با ایجاد پیوند میان انسان و طبیعت، بهطور معناداری کیفیت محیط و سلامت روانی ساکنان را ارتقاء میدهد. حضور عناصر طبیعی مانند نور طبیعی، گیاهان، مناظر سبز و تهویه مناسب، موجب کاهش استرس، افزایش آرامش و تقویت احساس تعلق میشود. این نوع طراحی با ایجاد تجربههای حسی متنوع و بازگرداندن طبیعت به زندگی شهری، به بهبود تعاملات اجتماعی و رضایت کلی از فضا کمک میکند. در ساختمانهای پرتراکم که معمولاً فاقد ارتباط مستقیم با طبیعت هستند، ادغام اصول بایوفیلیک میتواند توازنی میان نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی انسان برقرار کند و زمینهساز ارتقاء کیفیت زندگی در محیطهای شهری شود.