سیمای دوست در آیینه غزلیات سعدی
نویسندگان
1 گروه زبان و و ادبیات فارسی، واحد خوی، دانشگاه آزاد اسلامی، خوی، ایران.
doi
چکیده
دوست در زبان و ادب پارسی از واژههای زیبا و دلنشین است و هیچ گوینده و نویسندهای بینام و یاد دوست قلم بر روی کاغذ نبرده است؛ در این میان سعدی از قافله سالاران این عرصه، بیشتر از همه در این میدان گوی و چوگانی به هم زده است. سعدی با دوست مضامینی متنوع و متلون پرداخته است که از آن جمله میتوان به «وفای به عهد»، «فراموش نکردن دوستان»، رپیغام به دوست با باد صبا»، «سوگند به دوست» و مضامینی از این دست اشاره کرد. شیوة تحقیق در این مقاله به صورت توصیفی- تحلیلی بوده و مطالب مستخرج از غزليّات سعدی متناسب با موضوعات تحقیق دستهبندی و تحلیل شده است. نتیجهای که از این مقاله حاصل شد این است که سعدی دوست را عمدتاً در معنی و مفهوم یار و معشوق و گاهی در معنی رفیق و همدم و به ندرت در مفهوم خداوند و آفریدگار به کار برده است. سعدی در غزليّاتش مفاهیم مربوط به دوست را آنچنان با کلمات خوش آهنگ و تعبیرات لطیف گنجانده است که دل خاص و عام را با لذت مستانه کلامش میفریبد.