مقایسه جایگاه زن در مقام معشوق در مثنوی معنوی و بوستان سعدی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد مشهد ،دانشگاه ازاد اسلامی ، مشهد ،ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد نیشابور،دانشگاه آزاد اسلامی ، نیشابور ،ایران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی ،واحد مشهد،دانشگاه آزاد اسلامی ، مشهد،ایران

doi
چکیده

در متون عرفانی و تعلیمی ادبیات فارسی، بازتابی روشن از باورها و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی ایرانیان دیده می‌شود. در این میان، زنان جایگاهی برجسته دارند و حضور آنان نه تنها به‌عنوان شخصیت‌های ادبی، بلکه به‌مثابه نمادهای فرهنگی و اجتماعی مطرح شده است. این پژوهش به مقایسه جایگاه زن در مقام معشوق در بوستان سعدی و مثنوی معنوی مولوی، پرداخته است. هدف اصلی، واکاوی نگرش دو شاعر نسبت به زن در مقام معشوق و تحلیل تفاوت‌ها و شباهت‌های این دیدگاه‌ها در بستر اجتماعی و فرهنگی زمانه ایشان است. روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی، کیفی و کتابخانه‌ای بوده و داده‌ها از منابع مکتوب و الکترونیکی گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که در بوستان، زن در مقام معشوق بیشتر در قالب شخصیتی زمینی و اجتماعی تصویر می‌شود؛ معشوقی که نماد زیبایی، محبت و نیرویی تحول‌آفرین در زندگی عاشق است و حضور او در خدمت آموزه‌های اخلاقی و تربیتی قرار دارد. در مقابل، در مثنوی معنوی، زن در مقام معشوق به مرتبه‌ای عرفانی ارتقا یافته و به‌عنوان نمادی از حقیقت الهی و پلی برای اتصال عاشق به عشق مطلق معرفی می‌شود. این تفاوت‌ها بیانگر آن است که سعدی با نگاه اخلاقی و اجتماعی به زن می‌نگرد، در حالی که مولوی زن را در مقام معشوق به نمادی عرفانی و معنوی تبدیل می‌کند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که جایگاه زن در مقام معشوق بازتابی از فرهنگ، دین و اندیشه‌های فردی دو شاعر است و مقایسه آن‌ها می‌تواند به شناخت عمیق‌تر از نگرش ادبی و عرفانی نسبت به زن در ادبیات کلاسیک فارسی بینجامد.