اندیشه ‏ی جاودانگی در سنت فرهنگی شرق و غرب با رویکرد اسطوره‌شناسی تطبیقی جوزف کمبل. (مطالعه‏ ی موردی: اساطیر چین، هند، ایران، بین‌النهرین و یونان))

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی ، واحد اراک ، دانشگاه آزاد اسلامی ،اراک،ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی ،دانشگاه ازاد اسلامی ،اراک، ایران

4 گروه زبان وادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی ،دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران

doi
چکیده

زندگی بشر پس از عمری کوتاه با مرگ به پایان می رسد؛ درحالیکه دستیابی به جاودانگی می تواند او را ازاین سرنوشت شوم رها سازد.بنابراین اندیشه‌ی جاودانگی راهی برای برون رفت از این کاووس وحشتناک است.این تفکر در هر قومی به شکلی نمود یافت. تا اینکه خدایان، نمادها وشخصیت‌های جاودانه پدیدارشدند.بتدریج جاودانگان، خدایان و ایزدان رفتاری انسانی یافتندو از امور ماوراءالطبیعه وآسمانی به موجودات زمینی و غیرآسمانی تغییر شکل دادند و از عناصر طبیعت برای جاودانه شدن بهره بردند. با پیدایش اسطوره‌شناسی در قرن بیستم، اسطوره‌شناسی تطبیقی با آرای جوزف کمبل قوت یافت.عرفان ومعرفت در اسطوره شناسی کمبل موجب شدتا اشتراکات اندیشه ی جاودانگی درسنت فرهنگی شرق وغرب بیشتر نمایان شود.«عرفان شرقی» کمبل که با سیروسلوک همراه است، انسان را دارای دو وجه انفسی وافاقی می داندکه درشرق باجاودانگی روح و تناسخ و در غرب با زنده بودن روح درمکتب الوزیس، شکل تازه ای به خودگرفت.براساس اسطوره ‌شناسی تطبیقی کمبل،موعودها در همه ی اقوام دارای ساختاری یکسان با یک قهرمان وکنشی مشترک هستند؛ بنابراین پژوهش حاضر باتکیه برآرای کمبل، اندیشه ی جاودانگی دراساطیرایران، چین، هند، بین النهرین و یونان را بطور موردی با روش تحلیلی،تطبیقی وتوصیفی، از نوع کتابخانه ای مورد بررسی و تطبیق قرارداده است.