تحلیل فقهی و حقوقی صلح در مقام عقود اذنی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه حقوق خصوصی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.

2 استادیار، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران

3 دانشیار، گروه حقوق خصوصی، واحد قم، دانشگاه آزاداسلامی، قم، ایران.

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر تحلیل فقهی و حقوقی صلح در مقام عقود اذنی است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده ونتایج حاکی از آن است که موضوع عقد صلح محدود به تملیک، انتقال و اسقاط بوده و گستردگی صلح ابتدایی، به لحاظ نامحدود بودن مورد معامله (معقود علیه) در صلح است. احصای اثر و فایده صلح به تملیک‌، انتقال و اسقاط‌، عقود جایز اذنی را از دایره صلح ابتدایی خارج می‌سازد و اِشکال لزوم صلح به لحاظ تعارض با ماهیت اِذن نیز مرتفع می‌گردد. در امکان‌سنجی انعقاد صلح در مقام سه عقد اذنی وکالت، ودیعه و عاریه، ثابت می‌گردد که صلح در مقام ودیعه به لحاظ تغییر ماهیت ودیعه امکان، انعقاد ندارد. چنانچه صلح در مقام عاریه منعقد گردد، مُنشاء آن ایجاد حق انتفاع برای متصالحِ مستعیر است. صلح در مقام وکالت نیز در فرضی قابلیت انعقاد دارد که علاوه‌بر اعطای نیابت‌، موجد حق یا دینِ فقهی برای متصالحِ وکیل باشد. به عبارت دیگر، صلح در مقام وکالت، عقد مرکب است که اثر اصلی آن تملیک (انتقال) و اثر فرعی آن اعطای نیابت و اِذن می باشد که از منظر اثر وضعی، حق ایجاد شده بر مال الصلح مترتب است.