تحلیل عرفانی حکایت «گوهر شکستن» در مثنوی معنوی بر پایه فرایند تحول درونی انسان

نویسندگان

1 گروه ادبیات و زبان فارسی، واحد تبریز،دانشگاه ازاد اسلامی، تبریز، ایران

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

3 گروه زبان و ادبیات فارسی ،واحد تبریز ،دانشگاه آزاد اسلامی ، تبریز،ایران

doi
چکیده

حکایت «گوهر شکستن» در مثنوی معنوی یکی از روایت‌هایی است که فرایند تحول درونی انسان را با زبانی نمادین و عرفانی بازنمایی می‌کند. مولانا در این حکایت با به‌کارگیری نماد گوهر، نسبت انسان با نفس، دلبستگی‌های مادی و حقیقت وجودی او را تبیین می‌کند و شکستن آن را شرط ضروری رسیدن به معرفت و کمال می‌داند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر پایهٔ متن مثنوی و شروح معتبر، ابعاد عرفانی این حکایت را در چارچوب تحول درونی بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که شکستن گوهر نماد فروپاشی منِ کاذب، گذار از خودخواهی و رهایی از تعلقات نفسانی است؛ مرحله‌ای که در منازل سلوک عرفانی به‌عنوان مقدمهٔ خودشناسی و وصول به حقیقت مطرح می‌شود. همچنین تحلیل حکایت نشان می‌دهد که مولانا با طرح رابطهٔ میان شاه، وزیر و ایاز، سیر حرکت انسان از وابستگی‌های ظاهری به سوی آگاهی، رنج آگاهانه و تزکیهٔ نفس را ترسیم می‌کند. نتیجهٔ پژوهش آن است که این حکایت الگویی پویا از دگرگونی معنوی ارائه می‌دهد و جایگاهی مهم در انسان‌شناسی عرفانی مثنوی دارد.