تحلیل و بررسی جدایی گزینی فضایی در شهرها ( مطالعه موردی: شهر بروجرد)
نویسندگان
1 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/sdge.2025.238954.1240چکیده
پیشینه و هدف: هدف این پژوهش تحلیل و بررسی بنیانهای جداییگزینی فضایی در شهر بروجرد است. پژوهشهای داخلی بیشتر بر مبنای بنیانهای اجتماعی- فرهنگی جدایی گزینی صورت گرفته و بر دادههای مرکز آمار و پرسشنامه متکی هستند. اکثر این پژوهشها در کلانشهرها صورت گرفته و در مورد شهرهای کوچک و میانی مطالعات محدود است. در تمامی این پژوهشها ساختار دونیمهای شهرها یعنی شمال و جنوب شهر بهخوبی نمایان است امروزه در پژوهشهای جدید بر نقش عواملی کرونا، تغییرات اقلیمی و شبکههای مجازی تأکید میشود.روششناسی: این پژوهش از نظر هدف بنیادی –کاربردی میباشد و از نظر روش تحقیق توصیفی – تحلیلی بر اساس مشاهدات مستقیم و توزیع پرسشنامه است. واحد فضایی اولیه محلات شهری شهر بروجرد میباشد که در پنج خوشه محلات حاشیهنشین، روستاهای الحاق شده به شهر، محلات برخوردار، شهرکهای از پیش برنامهریزی شده و محلات هسته شکلگیری شهر دستهبندی میشوند برای گردآوری دادهها از دو روش اسنادی و میدانی بهره گرفته شد و برای شناسایی عوامل تأثیرگذار در جداییگزینی میان پایگاههای اجتماعی – اقتصادی شهر بروجرد به تناسب جمعیت خوشهها پرسشنامه با استفاده از روش تصادفی ساده توزیع میگردد. جامعه آماری این پژوهش تمام شهروندان شهر بروجرد میباشد که در سرشماری سال 1395 جمعیتی بالغبر 249337 نفر بوده که از فرمول شارل کوکران برای تعیین حجم نمونه استفاده و حجم نمونه برابر با 384 مورد شد. جهت توصیف دادههای پرسشنامه و تجزیهوتحلیل دادههای حاصل از پرسشنامه از روش رگرسیون لجستیک اسمی چندوجهی بهره گرفته شد.یافتهها و بحث: در انتخاب محله مسکونی در محلات حاشیهنشین عامل حضور طایفه و اقوام نزدیک بیشترین تأثیر را دارد از طرفی دو عامل مهم در تعیین روستاهای الحاق شده به شهر برای سکونت از نظر پاسخگویان نبود شلوغی و ازدحام جمعیت و حضور طایفه و اقوام است. از نظر پاسخگویان محلات برخوردار شهر دو عامل نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت و وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان در انتخاب محله مسکونی نقش بیشتری دارند. در شهرکهای از پیش برنامهریزی شده سه عامل نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت، وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان و نبود جرم و جنایت در انتخاب محله مسکونی نقش بسزایی دارد. در محلات هسته شکلگیری شهر عواملی همچون نبود شلوغی و نبود ازدحام جمعیت و وضعیت فرهنگی مشابه از نظر سطح تحصیل ساکنان و نبود جرم و جنایت در انتخاب محله مسکونی تأثیر بیشتری دارد.نتیجهگیری: جدایی گزینی تنها یک پدیده کالبدی یا اقتصادی نیست، بلکه تحت تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و امنیتی نیز شکل میگیرد. یافتهها حاکی از آن است که افراد تمایل دارند در محلههایی ساکن شوند که همگنی اجتماعی – فرهنگی داشته باشند و شرایطی نظیر امنیت بالا، سطح مشابه تحصیلات، تراکم جمعیت پایین و حضور خویشاوندان یا اقوام نزدیک در آن رعایت شده باشد. این ترجیحات منجر به شکلگیری محلههای همگن از نظر طبقاتی یا قومی میشود که خود به تشدید جداییگزینی فضایی دامن میزند. توزیع فضایی پایگاههای اجتماعی اقتصادی پایین، متوسط و بالا در شهر بروجرد کاملاً خوشهای است و این خوشهبندی بر اساس سنجههای به کار رفته در ساخت پایگاههای اجتماعی – اقتصادی مختلف شهر بروجرد شکل گرفته است. این الگوی خوشهای ماحصل نظام برنامهریزی شهری در ساخت شهرکهای از پیش برنامهریزی شده و توسعه امکانات و خدمات در محلات برخوردار و هسته شکلگیری شهر و نادیده گرفتن گسترش محلات حاشیهنشین و روستاهای الحاق شده به شهر است. این مطالعه نشان میدهد که جداییگزینی فضایی در بروجرد از طریق تقسیمبندیهای واضح بین مناطق شمالی و جنوبی آشکار میشود، بهطوریکه بخش جنوبی شهر محل سکونت گروههای اجتماعی-اقتصادی پایینتر و بخش شمالی محل سکونت ساکنان طبقه متوسط و بالا است.