واکاوی نقش هوش مصنوعی در بازخوانی فرآیند استنباط؛ از دستیار رجالی تا نظامسازی فقهی
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم، قم، ایران و دانش-پژوه دوره اول مجتمع آموزش عالی تربیت مجتهدمدیر محمدیه
doi
چکیده
تحول شگرف در عرصهی فناوریهای نوین، بهویژه هوش مصنوعی، بازخوانی متدولوژی استنباط احکام شرعی را به ضرورتی اجتنابناپذیر در زیستبوم معاصر بدل ساخته است. مسئلهی اصلی این پژوهش، تبیین چگونگی گذار از روشهای سنتیِ جستوجو به فرآیندهای تحلیل هوشمند و تأثیر آن بر کارآمدی اجتهاد است. این مقاله با رویکردی توصیفیـتحلیلی، ابتدا به کالبدشکافی مبانی فلسفی هوش مصنوعی، از دوگانگی دکارتی و آزمون تورینگ تا چالش «اتاق چینی» جان سرل پرداخته و سپس کارکردهای عینی این فناوری را در ساحت فقه اسلامی واکاوی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هوش مصنوعی در سطح خرد، با تحول در «علم رجال»، فرآیند زمانبرِ احراز وثاقت راویان را از طریق دادهکاویِ آنی به مسیری دقیق و کمخطا تبدیل میکند. در سطح میانی، این فناوری با بهرهگیری از رویکردهای «نشانهگرایی» و «پیوندگرایی»، توانایی بازشناسی نسبتهای منطقی میان ادله، نظیر عام و خاص یا مطلق و مقید، را داراست که منجر به انتظامبخشی نوین به آرای متقدمین و متاخرین میگردد. در سطح کلان نیز، هوش مصنوعی با تکیه بر قدرت «تجميع بینهایت داده» و بهرهگیری از شبکههای عصبی عمیق، امکان «نظامسازی فقهی» را فراهم میآورد؛ امری که ذهن انسانی به دلیل محدودیتهای فیزیولوژیک در التفات همهجانبه به کثرت دادهها، از انجام آن در تراز جامع ناتوان است. نتیجهی این نوشتار حاکی از آن است که هوش مصنوعی، علیرغم چالشهای بنیادین در حوزهی «همانندسازی ذهنی»، به عنوان یک «دستیار هوشمند و سیستماتیک» نه تنها جایگزین فقیه نیست، بلکه با کاهش خطای انسانی و تسریع در پاسخگویی به مسائل مستحدثه، ضامن بالندگی و پویایی فقه در عصر کوانتوم خواهد بود. این فناوری با ایجاد «فتوای نظاممند»، مسیر استنباط را از تکیه بر حافظهی فردی به سمت تحلیلهای ساختاریافتۀ ماشینی هدایت کرده و معجزهی تجميع را در خدمت تمدن نوین اسلامی قرار میدهد. پژوهش حاضر، دادهها را به صورت کتابخانهای جمعآوری و به صورت توصیفی-تحلیلی بررسی مینماید.