مختصات تفسیر عصری در تفاسیر ترتیبی معاصر

نویسندگان

1 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد آبادان، دانشگاه آزاد اسلامی، آبادان، ایران

2 دانشجوی دکتری گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد آبادان، دانشگاه آزاد اسلامی، آبادان، ایران.

3 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران

doi
10.30513/qd.2021.1253
چکیده

تفسیر عصری از مهم‌ترین رویکردهای تفسیری است که خاستگاه آن، ارائۀ پیام‌های قرآن متناسب با مقتضیات زمان و نیازهای روز است. یکی از مسائلی که پرداختن به آن لازم و ضروری به نظر می‌رسد، بررسی مختصات آن در قالب‌های مختلف تفسیری است. بررسی مختصات تفسیر عصری در یک قالب خاص یا تفاسیر یک دورۀ زمانی مشخص، همچنان که می‌تواند در زمینۀ شناخت ماهیت این رویکرد مفید واقع شود، برای آگاهی از جایگاه، نقش و تأثیرگذاری این رویکرد در آن قالب تفسیری نیز مؤثر می‌باشد. علی‌رغم اهمیت پرداختن به این مسئله و جایگاه مهم این رویکرد در عرصۀ تفسیر به ویژه تفسیر معاصر، این مسئله تا کنون مورد توجه قرار نگرفته و به آن پرداخته نشده است. از این منظر، در این پژوهش تلاش شده است با کنکاش در تفاسیر ترتیبی معاصر، این پرسش مورد بررسی قرار گیرد که: تفسیر عصری در تفاسیر ترتیبی معاصر از چه مختصاتی برخوردار است؟ بر اساس یافته‌های پژوهش که با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و مطالعۀ منابع تفسیری معاصر انجام گرفته است، تفسیر عصری رویکردی است که در آن، مفسر می‌کوشد متناسب با نیازها، شرایط و مقتضیات زمانی عصر خود به تفسیر قرآن بپردازد، از این رو در دورۀ معاصر، انگیزه‌ها، دانش‌ها و تخصص مفسران، مقتضیات و نیازهای زمانی، تحولات و دگرگونی‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و مسائل و جدال‌های فکری این دوره، سبب ظهور صبغه‌ای خاص از تفسیر عصری در تفاسیر ترتیبی شده است که از ویژگی‌ها و مختصاتی همچون: تأکید بر وحدت موضوعی آیات هر سوره، منظومه‌سازی آیات، توسعۀ مصداقی آیات، پاسخ‌گویی به مسائل و شبهات نوپدید و توجه به اقناع مخاطب برخوردار است.