امنیت انسانی و جایگاه آن در نظام حقوق بشری

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

doi
چکیده

از منظر وجود و بروز پشتوانه حقوقی امنیت انسانی به‌ عنوان یکی از مفاهیم نوین در ادبیات حقوق بین‌الملل و مطالعات امنیتی می باشد که محصول گذار از رویکرد سنتی دولت-‌محور به رویکرد انسان‌محور در فهم امنیت است. در الگوی کلاسیک، امنیت عمدتاً ناظر بر حفظ حاکمیت، تمامیت ارضی و بقای دولت بود، حال آنکه تحولات دهه‌های اخیر نشان داده است که تهدیدهای واقعی علیه انسان‌ها صرفاً در قالب جنگ و تجاوز خارجی قابل شناسایی نیست، بلکه عواملی چون فقر، بیماری، خشونت داخلی، بی‌ثباتی اقتصادی، مهاجرت اجباری و بحران‌های زیست-‌محیطی نیز به ‌طور مستقیم حیات، کرامت و رفاه انسان‌ها را تهدید می‌کنند. بر این اساس، امنیت انسانی با تمرکز بر حمایت از افراد در برابر تهدید های گسترده و چند بعدی، در پی آن است که امنیت را از سطح صرفاً دولتی به سطح زندگی واقعی انسان‌ها منتقل کند. در این چارچوب، حقوق بشر نه صرفاً به‌ عنوان مجموعه‌ای از ارزش‌های انتزاعی، بلکه به‌ مثابه ابزاری حقوقی و نهادی برای تحقق امنیت انسانی قابل فهم است. شناسایی و تضمین حقوق بنیادینی همچون حق حیات، امنیت شخصی، بهداشت، آموزش، برخورداری از اب آشامیدنی سالم و غذای گرم، تأمین اجتماعی و سطح مناسب زندگی، زمینه کاهش آسیب‌پذیری انسان‌ها و تقویت شرایط زیست امن و شرافتمندانه را فراهم می‌آورد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که میان امنیت انسانی و نظام حقوق بشری رابطه‌ای عمیق و متقابل برقرار است. امنیت انسانی بدون تضمین مؤثر حقوق بشر، فاقد پشتوانه حقوقی و نهادی لازم خواهد بود و در مقابل، نظام حقوق بشر نیز در پرتو کارکرد خود در تأمین امنیت واقعی انسان‌ها، از کارآمدی بیشتری برخوردار می‌شود. اگرچه بر مبنای پژوهش حاضر همچنان تامین امنیت انسانی همچنان در پیچ و خم های استفاده ابزاری دولت های بزرگ از نظام حقوق بشری معاصر در  رسیدن به اهداف خود مچنان ناکام مانده است.