کاربست رویکرد «متنبنیان» در معیار عناصر سندشناسی، با تأکید بر اجزای اسناد دیوانی ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد اسناد، مدارک آرشیوی و نسخهشناسی از دانشگاه تهران
doi
10.22034/irs.2025.527858.1288چکیده
چکیدهسندشناسی، دانش مطالعة اسناد است و بررسی عناصر اسناد، مشتمل بر ترکیببندی متن و ویژگیهای صوری آنها، موضوع کانونی این رشته به شمار میآید. از اوان شکلگیری مطالعات سندشناسی اسناد ایرانی تا امروز، کوششهای چندی در راستای روشمندسازی بررسی عناصر اسناد به انجام رسیده که امروز، پشتوانههای آموزش، مطالعه و پژوهش سندشناسی ایرانیاند. بازبینی و همسنجی آثار نگاشتهشده در این حوزه، امّا از اندازهای اختلاف در میان آنها خبر میدهد. ژرفنگری در ماهیّت و سبب اختلافها، بیانگر کاستی در فراهمکردن ادبیات تخصصی مشترک و ابهام در مبانی نظری است که عناصر اسناد ایرانی بر پایة آنها بازشناسی و دستهبندی شدهاند. پیامد این وضعیت؛ ناکامی در شکلگیری روشی ساختیافته، در زمینة مطالعات اسناد ایرانی است که خود را در چهرة فقدان یک معیار فراگیر و دقیق نمایان میسازد. با نظر به این مسئله؛ مقالة حاضر، با هدف ارایة معیاری که همراه با جذب حداکثری دیدگاههای آثار پیشین، یک مبنای نظری مستدل را به منظور بازشناسی و دستهبندی عناصر اسناد ایرانی حول محور آن، فراهم نماید؛ طراحی معیار عناصر سندشناسی متنبنیان را در دستور کار خود نهاده است. در این راه، گِرد و فرآوری مبانی نظری و مفاهیم مورد نیاز، همزمان با بررسی تطبیقی آثار پیشین مورد توجه نویسندگان قرار گرفته و به منظور فراهم آوردن چاچوب نظری؛ انگارة «سند، به مثابة متن»، در بستر رویکردی که به گفتار نویسندگان مقاله، «متنبنیان» خوانده میشود، پی گرفته شد. از چشمانداز این رویکرد؛ سند، به عنوان یک ماهیّت برخوردار از سه بُعد «محتوا»، «بافت» و «ریخت» شناسایی میگردد. بُعد ریختی، دربرگیرندة عناصر اسناد، به عنوان موضوع اصلی مطالعات سندشناسی است. بنابراین؛ کار در زمینة فرآوری مفاهیم عملیاتی مرتبط با ریخت اسناد، گسترش یافته و به یاری انگارة «نحوة انتقال محتوا، محصولِ تصمیمات تولیدکنندة متن است»، عناصر همگن اسناد، در چهار دستة «پیکر متن» (محصول تدابیر محتوایی اصلی تولیدکننده)، «دیوانافزود» (محصول نیّات و اقدامات مقامات حاکم و کارگزاران دیوانی در راستای تکمیل اهداف محتوایی)، «زمینه-آرایه» (محصول تدابیر مرتبط با ایجاد بسترهای بهینه برای پیادهسازی اهداف محتوایی) و «پسافزود» (افزودههای پس از تولید و صدور سند) شناسایی گردید. در کنار تدوین مبانی نظری، استخراج عناصر سندشناسی از دیدگاه آثار پیشین، مورد توجه قرار گرفت. دستاورد کار، «فرانمای معیار عناصر سندشناسی متنبنیان» بر پایة عناصر اسناد دیوانی ایران است که در آن، عناصر منطبق با هر یک از دستههای چهارگانه (پیکرمتن، دیوانافزود، زمینه-آرایه و پسافزود)، با بهرهبرداری از خروجیهای جدولهای مقایسهای آثار پیشین، در یک جدول ردهبندی سازماندهی شدهاند. «معیار عناصر سندشناسی متنبنیان»، با نگاهی مفهومی به ماهیّت عناصر اسناد ایرانی؛ از انگاشتهای برآمده از برداشتهای سلیقهای و یا معیارهای سندشناسی مدرن مبتنی بر ماهیّت اسناد اروپایی و غربی گذر کرده و یک بازشناسی، دستهبندی و ردهبندی فراگیر از عناصر اسناد دیوانی ایران، بر پایة مرزهای مفهومی مشخص، به دست داده است.